سال 824 ه او را به وليعهدى برگزيده و از اهل حل و عقد در مصر و نيز از دولتيان و ديگران براى سلطنتش ، بيعت گرفته بود و پس از پدرش ، بيعت براى وى انجام گرفت ، در حالى كه ده سال بيشتر نداشت ، حال آن كه ملك مظفر به هنگام بيعت سلطنت ، چيزى حدود دو و يا چهار سال ، سن داشت .
همچنين در روز جمعه بيست و هشتم جمادىالاخر سال 825 در مكه به نام ملك اشرف ، ابونصر برسبايى « 1 » كه ادارهء دولت ملك صالح ، فرزند ملك مظفر را برعهده داشت خطبه خوانده شد ، زيرا در ديار مصر و شام ، به جاى ملك صالح ، متولى سلطنت شده بود او در هشتم ربيعالاخر اين سال ، از سلطنت خلع شده و نام ملك صالح در خطبههاى مكه ، حذف شده بود .
در سال 826 ، حجاج در شب نهم تا طلوع فجر ، نزديكىهاى آن ، در منى باقى ماندند و از آن جا به عرفه رفتند و اندكى پس از طلوع خورشيد به آن جا رسيدند . علت اقامت آنان در منى ، ترس از غارت و چپاول بود و بدين ترتيب در امان ماندند ، زيرا اميران حج در اين سال ، توجه زيادى به حراست از حاجيان داشتند .
و اين آخرين حادثهاى بود كه در اين باب ، برشمرديم و از خداوند متعال مسئلت داريم كه ثواب اين كار را به ما عطا فرمايد ، با اين توضيح كه اگر بناى ما بر اختصار نبود ، بيان اين حوادث ، به درازا مىكشيد ، واللَّه تعالى اعلم .
هامش
( 1 ) . فى الضوء اللامع ، ج 3 ، صص 8 - 10 رقم 38 .