رواق شرقى ، نزديك خانه وى در « رباط شرابى » - كه معمولًا منزل قافلهسالارهاى مصرى بوده ، جاى دادند و اين اسبان تا صبح در مسجدالحرام باقى ماندند ، و در اين شب ، مشعل اميرالحاج و مشعلهاى مقامهاى چهارگانه ، روشن گرديد و گروه بسيارى از حجاج مصرى در آن جا باقى ماندند و يكى از فرماندهان و كسانى كه با وى بودند ، در صدد چپاول حجاج حاضر در ابطح و خارج از مسجدالحرام برآمدند ، ولى شريف حسن بن عجلان حاكم ، مانع از اين كار شد و سپيده صبح روز شنبه ششم ذىالحجه در محلى به نام طنبداويه در پايين مكه ، به فرماندهان پيوست و همان زمان گروهى از اعيان مكه و حاجيان به حضورش رسيدند و او خشم خود را از فتنهاى كه به پا خاسته بود نشان داد و در صدد خاموشى آن بر آمد . و آن را نزد امير كاروان فرستاد . امير كاروان نيز همچون حاكم مكه رفتار كرد و به درخواست آنها ، مبنى بر آزاد كردن شخصى كه مورد مجازات قرار گرفته بود ، پاسخ مثبت داد ، مشروط بر اين كه حاكم مكه نيز تدابيرى اطمينان بخش اتخاذ كند . حاكم مكه نيز موافقت كرد و پسرش احمد را نزد امير كاروان فرستاد و به او خلعت داد و اوضاع آرام شد و مردم آسوده شدند و به خريد و فروش پرداختند . در آن درگيرى ، جراحات بسيارى بر مردم وارد شد كه چندين نفر از هر دو طرف ، بر اثر اين جراحات ، وفات يافتند . و نشنيدهام كه از زمان فتنه قندس ، در اواخر سال 761 ه تاكنون ، اين گونه حرمت مسجدالحرام هتك شده باشد .
در اين سال « 1 » ، اختلاف بسيارى در تعيين زمان وقوف حاصل شد ، زيرا گروه بزرگى از كسانى كه از راه خشكى يا دريا به مكه آمده و برخى از خود مكه ، حضور يافته بودند ، يادآور شدند كه آنها ، هلال ذىالحجه را ، شب دوشنبه ديدهاند ، ولى اغلب اهالى مكه و نيز اكثريت كاروان مصرىها ، هلال ماه را نديده بودند . بنا بر اين توافق شد كه مردم در صبح روز سهشنبه [ هفته بعد ] و بر اساس اين كه هلال را سهشنبه ديدهاند ، به عرفه بروند و چنين هم كردند و بخش اعظم حاجيان بدون ورود به منى ، راهى عرفه شدند و عصر ، به
هامش
( 1 ) . يعنى سال 817 ه ، در زمان ملك مؤيد شيخ .