تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
ودراين‌سال از عجم‌هاىعراقى ، گروهىازراه حساءوقطيف ، به‌طور پراكنده به‌حج رفتند . در سال 813 حجاج مصرى و شامى ، بنا به درخواست بازرگانان بعد از دومين روز از عيدقربان ، در منى باقى ماندند و اين توقف در اين سال ، در روز جمعه بوده است . در روز جمعه بيست و دوم جمادى الاخر سال 815 ه . ، در مكه به نام ابوالفضل ، فرزند متوكل ، خليفه محمد بن معتضد ، ابوبكر بن خليفه مستكفى ابوربيع سليمان بن حاكم ، ابوعباس ، احمد عباسى ، خطبه خوانده شد و مقام سلطنت او در ديار مصر و شام‌تثبيت شد ، كه اين امر براى هيچكدام از پدرانش پس از مستعصم سابقه نداشت ، زيرا اگرچه در ديار مصر به نام پيشينيان وى ، خطبه خوانده شده بود ، ولى هيچكدام از ايشان جز مستعين باللَّه داراى سكه نبودند و فرمانى از آنها صادر نمىشد ، تا اين كه در آغاز ماه شعبان اين سال ، سلطنت به سلطان ملك مؤيد ، ابونصر شيخ رسيد و دو روز پس از نامه انتصاب وى به تدبير امور ممالك شريفه ، خطبه در مكه به نام خليفه ، خوانده شد و او را « نظام الملك » لقب دادند و در اين نامه ، يادآور شده بودند كه ملك ناصر [ فرج بن برقوق ] به شمشير شريف كشته شد . قتل وى نيز در شب هفدهم صفر اين سال ، در دمشق بود و پس از مغرب شب بيست و پنجم جمادىالاخر همان سال ، به جاى ملك ناصر ، براى آمرزش وى دعا شد و دعا بر چاه زمزم هر شب براى او تكرار گرديد ، تا اين كه نامهء ملك مؤيد ، متضمن بيعت با خليفه [ از سوى وى ] و بيعت با سلطنت و ولايت او در تاريخ ياد شده از سوى اهل حل و عقد و كارگزاران و ديگران ، رسيد كه در اين وقت دعا براى خليفه ، مستعين باللَّه را در كنار زمزم ، رها كرد و در خطبه‌ها ، پيش از ملك مؤيد ، دعاى مختصرى براى او كرد و پس از آن ، در روز جمعه نوزدهم شوال سال 816 ، دعا براى او را ترك گفت زيرا يكى از خطيبانى كه براى مكه در نظر گرفته بود ، چنين مصلحت ديد . سپس دعا براى او در خطبه‌ها مجدداً برقرار شد . زيرا چنان كه گفته شده دعا براى خليفه در مكه ، پس از مستعين ، سابقه نداشته است ، و نقل شده است كه برادرش داوود ، به جاى او به خلافت نشست و معتصم لقب يافت و اين در سال 718 ه بود و در ربيع الثانى همان سال ، دعا براى مستعين باللَّه در خطبه‌هاى مكه ، ترك گفته شد و نخستين بار ، در مكه براى