تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
مؤيد دعا كردند كه در روز جمعه ، هفدهم شوال سال 815 ه بود . در سال 816 ، مردم از بغداد و طبق معمول با كاروان ، به حج رفتند و مردمى از خراسان ، همراهشان بودند و كسى كه حجاج را از بغداد ، تجهيز كرد ، حاكم آن ، ابن‌قرايوسف بود كه براى او و پدر و برادرش در شب جمعه شانزدهم ذىالحجه آن سال ، در مسجدالحرام پس از ختم قرآن دعا خواند . توقف حجاج ، در روز جمعه بود . در سال 817 ه « 1 » روز جمعه پنجم ذىالحجه در مسجدالحرام فتنه بزرگى ، به پا گرديد و حرمت مسجد ، شكسته شد . جنگ و نبردهاى مسلحانه با حضور اسبان در آن صورت گرفت و خون‌هاى بسيارى بر زمين ريخت كه به مدت زيادى در آن جا ، باقى مانده بودند . علت اين بود كه امير الحاج مصرى ، يكى از فرماندهان معروف خود را كه اسلحه برداشته بود ، مورد توبيخ قرار داد و او را به زندان افكند . چند تن از هوادارانش ، در پى آزاد كردنش برآمدند ، ولى امير ، مانع شد و زمانى كه نماز جمعه خوانده شد ، گروهى از فرماندهان از « باب ابراهيم » سوار بر اسب ، وارد مسجدالحرام شدند و برخى از آنها سپر جنگى به دست داشتند ، آنها با همين وضع به مقام حنفىها رسيدند و با ترك‌ها و حاجيان برخورد كردند و درگير شدند ؛ در پى اين درگيرىها ، اهالى مكه از مسجدالحرام خارج شدند . آنها در بازار « علافه » در پايين مكه ، با هم درگير شدند . در آنجا مصرىها نيز وارد معركه شدند و برخى از افراد عوام مصرى نيز آن بازار و بازار واقع در محل سعى و برخى خانه‌هاى مكه را مورد غارت قرار دادند . در پايان روز ، امير الحاج ، دستور داد درهاى مسجدالحرام ، به جز باب بنىشيبه و دريبه و درى كه در كنار مدرسه مجاهديه قرار دارد ، ميخ بزنند ؛ زيرا امير كاروان و همراهانش به علت سكونت در مدرسه مجاهديه از آن جا وارد مسجدالحرام و از آن بيرون مىرفتند . بنا بر اين همهء درهاى مسجدالحرام به جز آنها كه گفته شد ، ميخ زدند و اسبان اميرالحاج را وارد مسجدالحرام كردند و در
هامش
( 1 ) . يعنى در ايام ملك مؤيد شيخ 824 - 815 ه .