درگيرى پديد آمد . و بنا به گفته بسيارى از اهل اخبار ، از جمله ابناثير « 1 » ، در اين ميان اتفاقات بسيارى رخ داد . ابناثير در اخبار مربوط به اين سال مىگويد : در ذىالحجه ميان تاشتكين امير الحاج و مكثر بن عيسى امير مكه جنگ شديدى روى داد ، خليفه به امير الحاج دستور عزل مكثر و جانشينى برادرش داود را داده بود ، زيرا او قلعهاى بر فراز كوه ابوقبيس ساخته بود وقتى حجاج از عرفات رهسپار مىشدند از مزدلفه ، نمىماندند ، بلكه از آن جا عبور مىكردند و رمى جمرات نيز انجام ندادند و تنها برخى در حال حركت رمى كردند و در ابطح منزل گزيدند . در اين حال ، گروهى از اهالى مكه بيرون رفتند و با آنان درگير شدند و از هر دو طرف ، عدهاى جان باختند . جنگجويان مردم را به مكه فراخواند و به آن جا يورش بردند ؛ مكثر امير مكه از آن جا گريخت و به قلعهاى كه روى كوه ابوقبيس بنا كرده بود ، پناه برد . او را محاصره كردند او نيز از آن جا خارج شد و از مكه بيرون رفت و برادرش داوود ، امارت مكه را بر عهده گرفت . در مكه نيز اموال بسيارى از حاجيان ، مورد چپاول و غارت قرار گرفت و اموال بازرگانان مقيم را نيز به يغما بردند و خانههاى بسيارى را آتش زدند و از جمله اين كه يك نفر از خوارج ، شيشهاى پر از نفت را روى خانهاى ريخت و آن را به آتش كشيد اين خانه متعلق به يتيمان بود كه هر چه در آن بود ، سوخت . پس از آن شيشهء ديگرى برداشت تا خانهء ديگرى را به آتش كشد ، اما سنگى به سويش پرتاب شد و به شيشه خورد و آن را شكست و خودش در آتش سوخت و سه روز در حالى كه سوخته بود با مرگ دست و پنجه نرم مىكرد و سرانجام جان سپرد .
بيش از اين در باب واليان [ مكه ] ، گفته شد كه قاسم بن مهنّاى حسينى ، امير مدينه در اين سال پس از فرار مكثر ، والى مكه شد ، زيرا مستضئ خليفه عباسى ، ولايت مكه را به نام وى رقم زده بود ، اما او وقتى خود را در انجام اين كار ناتوان يافت ، برادر مكثر بن داوود بن عيسى ، امير الحاج را والى مكه قرار داد و اين مطلب از سخن ابناثير برداشت نمىشود بلكه از گفتهء او چنين بر مىآيد كه خليفه ولايت بر مكه را به داوود سپرد و آن چه كه در مورد ولايت بر مكه به وسيله امير مدينه و از سوى خليفه
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 11 ، ص 432 ؛ المنتظم ، ج 10 ، ص 259 .