در سال پانصد و چهار ، حاجيان تا پايان ذىحجه در مكه اقامت گزيدند و اعراب پس از خروج ايشان از مكه ، در سيزدهم محرم سال بعد ( پانصد و چهل و پنج ) ، آنان را مورد چپاول قرار دادند . « 1 » همچنين در سال پانصد و پنجاه و شش « 2 » سلطان نورالدين محمود بن زنكى معروف به شهيد ، حاكم دمشق و شام ، به حج رفت .
در سال پانصد و پنجاه و هفت ، ميان اهالى مكه و حجاج عراقى فتنهاى بروز كرد و علت آن اين بود كه جماعتى از بردگان مكه ميان حاجيان در منى ، مفسده كردند و در پى آن ياران امير الحاج بر آنان يورش بردند و گروهى از ايشان را كشتند . عدهاى از آنان كه جان سالم به در بردند ، به مكه بازگشتند و شتران حاجيان را مورد حمله قرار دادند و نزديك به يكهزار نفر از شتران آنها را تصاحب كردند . امير الحاج نيز لشكريان خود را با سلاح فراخواند و جنگى ميان آنان در گرفت و گروهى كشته شدند و اموال جمعى از حجاج و مردم مكه به غارت رفت امير الحاج نيز بازگشت و وارد كعبه نشد و تنها يك روز در زاهر اقامت گزيد و بسيارى از مردم نيز به علت نبود شتر ، پياده برگشتند و سختى بسيارى ديدند و گروهى پيش از تكميل حج خود برگشتند و اينان همان كسانى هستند كه روز عيد قربان براى طواف و سعى ، وارد مكه نشدند . اين واقعه را به همين صورت ابناثير « 3 » ذكر كرده و صاحب « المنتظم » يادآور شده كه امير مكه كسى را براى دلجويى نزد امير الحاج فرستاد تا او را بازگرداند ولى او بازنگشت و سپس مردم مكه با لباسهاى خونآلود آمدند و برايشان طبلها را به صدا در آورد تا معلوم شود كه آنان ، از در اطاعت درآمدهاند . « 4 »
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 11 ، ص 148 ؛ المنتظم ، ج 10 ، ص 142 ؛ البداية و النهاية ، ج 12 ، ص 226 ؛ مرآة الجنان ، ج 3 ، ص 284 .
( 2 ) . در ايام خلافت ، المستنجد عباسى ( 556 - 556 ه ) .
( 3 ) . الكامل ، ج 11 ، صص 287 و 288 ؛ مرآة الجنان ، ج 3 ، ص 312 ؛ الكواكب الدرية فى السيرة النورية ، ص 160 .
( 4 ) . المنتظم ، ج 10 ، ص 202 .