در سال پانصد و شصت و يك ( 561 ) حاجيان به احترام عمران بن محمد بن زريع يامى همدانى حاكم عدن ، از پرداخت ( عوارض ) ، معاف شدند . در اين سال جسد وى به مكه حمل شد ، چرا كه بسيار متشاق حج خانهء خدا بود ، ولى اجل مهلتش نداد . جنازهء او را در عرفات و مشعرالحرام گذاشتند و پشت مقام [ ابراهيم عليه السلام ] بر آن نماز گزاردند و همان سال در « معلاة » ، به خاك سپرده شد .
ديگر اين كه در سال پانصد و شصت و پنج ، به دليل اختلاف نظرى كه ميان عيسى ابن فليته امير مكه و برادرش مالك وجود داشت حجاج تا صبح در عرفه باقى ماندند و در وحشت به سر بردند . در آن سال عيسى حج نكرد ، ولى مالك ، حج گزارد . « 1 » و ديگر اين كه در حرمين و يمن ، به نام سلطان نورالدين محمود بن زنكى معروف به شهيد ، حاكم دمشق ، خطبه خوانده شد و اين زمانى بود كه توران شاه نيز در سال پانصد و شصت و هشت ، شاه يمن بود ، اما در آن سال ، خطبه به نام سلطان نور الدين در حرمين خوانده شد .
همچنين در سال پانصد و هفتاد « 2 » ، حجاج عراقى در عرفه باقى ماندند و كسى در مزدلفه ، نماند و تنها روز عرفه به آن جا رفتند و هنگامى كه تاشتكين ، امير الحاج عراقى براى خداحافظى وارد مكه شد ، اهالى مكه در صدد حمله به وى برآمدند ، زيرا ميان برخى از ياران امير الحاج و مردم مكه ، مشاجرهاى رخ داده و امير الحاج با آنان صلح كرده بود . سپس به « الزاهر » رفت در آن جا نيز ميان دو گروه ، درگيرى مختصرى روى داد كه طى آن دو نفر از افراد امير الحاج كشته ؛ و گروهى از اهل حجاز نيز زخمى شدند . « 3 » همچنين در سال پانصد و هفتاد و يك ، حجاج عراقى نتوانستند بخشى از مناسك حج خود را انجام دهند ، زيرا ميان امير الحاج آنها طاشتكين و مكثر بن عيسى امير مكه ،
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 11 ، ص 359 .
( 2 ) . در ايام خلافت المستضىء عباسى ( 576 - 576 ه ) .
( 3 ) . نگاه كنيد به : الكامل ، ج 11 ، ص 426 .