[ به مكه ] فرستاد تا خطبههايى به نام خليفهء عباسى در مكه بر آن ، ايراد گردد و وقتى اين منبر به مكه رسيد ، خطبه مجدداً به نام مصرىها خوانده مىشد ، لذا آن منبر را شكستند و آتش زدند . اين حادثه را ابنجوزى « 1 » و ديگران به همين مضمون ذكر كردهاند .
همچنين در سال چهارصد و هفتاد و دو ، خطبه خواندن به نام مصرىها متوقف گرديد و به نام مقتدى « 2 » و سلطان خطبه خوانده شد . « 3 » و نيز در سال چهارصد و هفتاد و نه ، خطبه خواندن به نام مصرىها در مكه و مدينه متوقف شد ، اين دو حادثه را ابنكثير ذكر كرده است . « 4 » در سال چهارصد و هشتاد و پنج پس از وفات آلبارسلان ، در مكه و در مدينه و در همه سرزمينهاى مملكت سلجوقى ، خطبه به نام سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقى خوانده شد . « 5 » بنا به گفتهء ابناثير « 6 » در سال چهارصد و هشتاد و شش بنا به دلايلى راه حاجيان از عراق بسته شد و آنها از دمشق به همراه امير الحاجى كه تاج الدوله حاكم شام تعيين كرده بود ، به حج رفتند و وقتى حج خود را برگزار كردند و بازگشتند ، امير مكه ، محمد بن ابوهاشم ، لشكريانى را به تعقيب ايشان فرستاد كه در نزديكى مكه به آنها رسيدند و بسيارى از اموال و شتران را غارت كردند ؛ حاجيان نيز به مكه بازگشتند و او را از اين خبر آگاه كردند و از او خواستند كه اموال غارت شده را بازگرداند . آنها از دورى ديار خود نيز شكايت كردند . او نيز قسمتى از آن چه را كه گرفته بود ، باز گرداند و حاجيان كه از وى نوميد شده بودند ، با وضع رقتبار از مكه بازگشتند . چرا كه در راه بازگشت نيز دچار مصيبتهاى فراوان از سوى عربها شدند و خداوند نيز در سال بعد از آن ، محمد بن
هامش
( 1 ) . المنتظم ج 8 ، 312 - 311 ؛ البداية والنهاية ، ج 12 ، صص 8 - 117 .
( 2 ) . نواده القائم است كه خلافت عباسى را از سال 468 تا 487 ه بر عهده داشت .
( 3 ) . المنتظم ج 8 ، ص 323 ؛ البداية والنهاية ج 12 ، ص 120 .
( 4 ) . البداية والنهاية ج 12 ، ص 131 ؛ مرآة الجنان ، ج 3 ، ص 132 .
( 5 ) . همان ، ج 12 ، ص 139 .
( 6 ) . الكامل ، ج 10 ، ص 225 ؛ البداية والنهاية ، ج 12 ، ص 145 ؛ مرآة الجنان ، ج 3 ، ص 142 .