چهل و سه مىگويد : در اين سال نيز جنگ شديدى ميان ياران معزالدولة بن بويه و اخشيد بن محمد بن طغج حاكم ديار مصر ، در گرفت و ياران معزالدوله ، ياران اخشيد را از نمازگزاردن در منى و خطبه خواندن منع كردند و در عوض ياران اخشيد نيز مانع از ورود ياران معزالدوله به مكه و طواف ايشان شدند .
گويند كه در تمامى منابر مكه و حجاز ، براى كافور اخشيدى حاكم مصر دعا مىشد اين مطلب را ملك مؤيد حاكم حماة يادآور شده است « 1 » و ظاهر امر آن است كه دعا براى كافور در مكه در سال سيصد و پنجاه و پنج بوده ، زيرا او در اين سال ، پس از فوت فرزند استادش على بن محمد بن طغج اخشيدى ، عهدهدار سلطنت گرديد و او در زمان سلطنت فرزند استاد مذكور و نيز در ايام سلطنت برادرش ابوالقاسم او نجور يعنى محمود بن محمد بن طغج عهدهدار ادارهء امور مملكت بود و چه بسا در زمان سلطنت هر دوى آنها به دليل اين كه ادارهء مملكت را بر عهده داشته است ، برايش دعا خوانده مىشد .
بنا بهگفتهء ذهبى « 2 » ، در سال سيصدوپنجاه و هفت ، كسى از شام و مصر ، به حج نرفت .
و نيز در سال سيصد و پنجاه و هشت به نام معزّ بن تميم معد بن منصور عبيدى حاكم مصر در مكه و مدينه و يمن ، خطبه خوانده شد و نام بنىعباس حذف گرديد و يكى از امراى حج از مصر ، اموال زيادى در حرمينتوزيع كرد ؛ اينمطالب را صاحب « المرآة » ذكر كرده ويادآور شده كه در اين سال سردسته طالبىها « 3 » از بغداد ، براى مردم حج گزارد .
بنا به گفته ابناثير ، در سال سيصد و پنجاه و نه ( 359 ) خطبه در مكه به نام المطيع للَّه « 4 » و قرمطىهاى هجرى بوده و در مدينه براى معزّلدين اللَّه علوى « 5 » خطبه خوانده شد و ابواحمد موسوى پدر شريف رضى نيز در خارج از مدينه براى مطيعللَّه « 6 » خطبه خواند .
هامش
( 1 ) . المختصر فى تاريخ البشر ، ج 2 ، ص 107 .
( 2 ) . تاريخ الاسلام ( حوادث 357 ه ) ص 13 .
( 3 ) . او ابواحمد موسوى پدر [ سيد ] مرتضى است ( تاريخ الاسلام حوادث سال 358 ص 13 ) .
( 4 ) . خلافت وى از سال 334 تا سال 363 هجرى بود .
( 5 ) . فاطمى بوده و امير و خليفه مصر بود و در سال 365 وفات يافت .
( 6 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 8 ، ص 612 .