انتصاب وى كه تاريخ چهاردهم ماه صفر را داشت ، خوانده شد . در آن حكم آمده بود كه وى به جاى عموى خود ، نيابت سلطنت در حجاز و به جاى پسرعمويش امارت بر مكه را بر عهده دارد .
پس از آن ، او در هيجدهم ماه رمضان سال 819 ه . ق از آن مقام عزل شد و عمويش سيد شريف حسن بن عجلان به تنهايى ولايت بر مكه را عهدهدار شد . وى در حالى كه خلعت سلطان مؤيد را بر تن داشت ، روز چهارشنبه بيست و ششم شوال اين سال ، وارد مكه شد و در پى طواف به دور كعبه ، نامهء حكم او خوانده شد و چهارشنبه شب ياد شده ، سيد رميثه و همراهانش در پى جنگ شديدى با لشكريان سيد حسن كه در روز سه شنبه بيست و پنجم شوال در « معلاة » صورت گرفت ، مكه را ترك گفتند . در اين جنگ ، سيد حسن بن عجلان با دشمنان ايشان متحد شد ؛ زيرا آنها ، از ابطح آمدند و به باب معلاة نزديك شدند و در آن جا هر كس از اصحاب رميثه را مىديدند با سنگپراكنى و نيزهافكنى ، از سر راه بر مىداشتند ؛ يكى از آنها نيز به باب معلاة رفت و آن را به روغن آغشته كرد و زير آن آتش افروخت و آتش گرفت و به زمين افتاد . برخى نيز به طرف سور در كنار جبل شامى در آن سوى قبرستان رفتند . گروهى از تركان و ديگران نيز از آنجا وارد شدند و در جايى مرتفع از كوهستان ، موضع گرفتند و با سنگ و نيزه ، به اصحاب رميثه كه در كنار باب معلاة بودند ، حملهور شدند و آنان را از پاى درآوردند . برخى نيز نقبى از كوه به طرف سور زدند و به زمين رسيدند . گروهى از لشكريان سواره سيد حسن وارد مكه شدند و با گروهى از ياران رميثه برخورد كردند و با آنان درگير شدند و سرانجام آنان را از سور ، بيرون راندند . در ميان هر دو گروه ، مجروحين به جاى ماندند كه البته در ميان ياران رميثه ، تعداد مجروحين بيشتر بود . برخى از ياران حسن ، به طرف باروى واقع در كنار بركه العارم رفتند و نقب بزرگى در آن زدند ، ولى به دليل وجود بركهاى عميق ، نتوانستند از آنجا وارد شوند ، لذا نقب ديگرى زدند .
علاوه بر آن يكى از ياران سيد حسن جنگ را جايز دانسته بود ، ولى خود او به دليل حضور افراد سالخورده در ميان لشكريان رميثه ، خواهان جنگ نبود ، هر چند اگر مىخواست ، مىتوانست با همهء لشكريان خود از همان جايى كه بخشى از آنها وارد شده بودند ، وارد مكه شود ، ولى بهتر آن ديد كه دست از جنگ و كشتار بردارد . به همين
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: محمد مقدس
ص٣٣١