تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
به جاى پدر به وى واگذار گرديد . برادرش سيد ابراهيم « 1 » نيز به عنوان جانشين و قائم مقام وى برگزيده شد و هر دو را لباس مخصوص دادند و دهم شوال همان سال ، رهسپار مكه شدند و در اوايل دههء ميانى ذىالقعده همان سال به مكه رسيدند و عهدنامهء ولايت شريف بركات خوانده شد و او خلعت امارت مكه را بر تن كرد . اين بود آن چه ما از اخبار واليان مكه در زمان اسلام بدان دست يافتيم و براى كسب اين اخبار ، تلاش و كوشش بسيار به خرج داديم ، هر چند آن چه ذكر شد ، بر آورندهء همهء خواسته‌هاى ما نيست ، زيرا گروهى از واليان مكه ، همچنان بر ما ناشناخته ماندند و اين امر به ويژه در مورد واليان مكه در دورهء معتضد و تا آغاز ولايت اشراف [ سادات ] در آخر خلافت مطيع عباسى ، بيشتر مشهود است . همچنين تاريخ آغاز و فرجام ولايت بسيارى از آنان بر ما پوشيده ماند . با اين حال آن چه در اين جا رقم زديم ، در هيچ كتابى ، مانند آن نيامده است . البته نام برخى از واليان از قلم افتاده است و علت اين كاستى و كوتاهى نيز آن است كه ما نوشته و كتابى را به عنوان راهنماى خود ، پيش رو نداشتيم ، اما آن چه در توان داشتيم در اين راه به كار برديم . در گذشته نسبت به تدوين تمامى وقايع دورهء هر يك از واليان كوتاهى و بىتوجهى مىشد . ما مطالب بسيارى از احوال آنان را شرح داديم و اخبار مفصل آنها را در كتاب خود به نام « العقد الثمين فى تاريخ البلد الامين » و در مختصر آن به نام « عجالة القرى للراغب فى تاريخ أم‌قرى » تحرير كرده‌ايم و براى آگاهى از آن تفاصيل ، مىتوان به يكى از اين دو كتاب مراجعه كرد كه مطالب بسيارى از احوال ايشان و اخبار فراوان و شگفت در آن دو نقل شده است .
هامش
( 1 ) . الضوء اللامع ، ج 1 ، ص 41 .