برادرش ثابت بن نعير « 1 » والى مدينه گرديد و بنا بر اين او در آن سال والى مدينه بود . ثابت در صفر آن سال و پيش از رسيدن نامهء انتصاب ، وفات يافت و خطبه به نام شريف حسن در مدينهء منوره ادامه يافت تا اين كه عجلان بر كنار شد و پسرعمويش سليمان بن هبةاللَّه بن جماز بن منصور « 2 » در مراسم حج سال 812 ه . ق به جاى وى قرار گرفت كه در خطبهها نيز نام وى بر عجلان ، مقدم شمرده مىشد .
در اين سال ، شريف حسن و دو فرزندش از ولايت بر مكه ، عزل شدند ، ولى اين امر در مكه عيان نشد ، زيرا سلطان ملك ناصر فرج بن ملك ظاهر برقوق موضوع عزل آنها را پنهان داشت . و پس از آن و به دنبال عزيمت حاجيان از قاهره [ به مكه ] در اين سال ، از آنها [ يعنى شريف حسن و دو فرزندش ] رضايت حاصل كرد و ولايت را به ايشان بازگرداند و به همراه خدمتكار خود ، حاج فيروز الشاقى « 3 » ، براى آنها خلعت و حكم ولايت تازهاى فرستاد و به امير الحاج مصرى دستور داد تا از جنگ با ايشان خوددارى كند . و بدين ترتيب ، خداوند آتش فتنه را خاموش كرد و شريف حسن نيز پس از ورود حاجيان به مكه ، كارهاى نيكى به انجام رسانيد ، از جمله آن كه اذيت و آزار حجاج را پايان داد و اگر چنين نبود ، شكوه و شكايت آنان بيشتر مىشد . تاريخ ولايت ايشان در اين سال ، دوازدهم ذىالقعده بوده و خبر آن نيز در آخر ذىالقعده رسيد و سيد حسن به اداره و رتق و فتق امور كشور و لشكريان پرداخت و ولايت ايشان تا صفر سال 818 ه . ق ادامه داشت .
پس از آن ، رميثة بن محمد بن عجلان بن رميثه « 4 » ولايت بر مكه را عهدهدار شد و در دههء نخست ماه ذىالحجه ، آن سال بود كه وارد مكه شد و خطبه بر زمزم به نام وى خوانده شد و در روز ورود وى به مكه ، يعنى آغاز ذىالحجه آن سال بود كه حكم
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 50 ، رقم 194 .
( 2 ) . الضوء اللامع ، ج 3 ، ص 270 ، رقم 1022 .
( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 175 ، رقم 595 .
( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 230 ، رقم 868 .