وفات او ، عجلان به اتفاق پسرش احمد بن عجلان « 1 » والى مكه بود و اين در شوال سال 762 ه . ق بود . او براى پسرش يك چهارم درآمد را در نظر مىگرفت تا به مصرف شخصى و خواص خود برساند و لشكريان نيز در اختيار عجلان بودند . از طرف ديگر سند بر جده مستولى شد و براى امارت [ بر مكه ] به نزاع برخاست ، ولى از اين كار طرفى نبست و توفيقى به دست نياورد . ولايت عجلان و پسرش تا سال 774 ه . ق به طول انجاميد و پس از آن احمد بن عجلان ، بنا به درخواست پدر و با پذيرش شرايطى ، به تنهايى عهدهدار ولايت بر مكه گرديد . از جمله اين شروط اين بود كه نامش را در خطبهها همچنان بخواند و در كنار زمزم به دعا بپردازد ، پسر نيز اين شرايط را پذيرفت و به آنها عمل كرد .
احمد همچنان به تنهايى ، امارت مكه را بر عهده داشت تا اين كه پسرش محمد بن احمد بن عجلان در سال 780 ه . ق به درخواست پدر ، با وى در امارت شريك شد ؛ هر چند كه پدر به دليل خردسالى فرزند و استبداد خود ، جايى براى ولايت محمد ، باقى نگذاشته بود . ولايت آن دو تا زمان مرگ احمد بن عجلان در بيست و يكم شعبان سال 788 ادامه يافت .
پس از آن ، محمد به تنهايى عهدهدار امارت بر مكه گرديد تا اين كه در آغاز ذىالحجه آن سال كشته شد . عمويش كبيش عليه او توطئه مىكرد و پس از كشته شدنش فرار كرد . او بر آن بود كه برادرزادهاش نبايد در تعويض پردهء كعبه حاضر شود ، ولى برادرزاده توجهى نكرد و حضور يافت و به قتل رسيد .
پس از قتل محمد ، عنان بن مغامس بن رميثة بن ابونمى « 2 » والى مكه شد و بر جده نيز استيلا يافت . پس از آن ، كبيش و همراهان عرب وى بر جده مستولى شدند و اموال موجود در جده كه متعلق به حضارم و غلال بود ، مورد چپاول قرار گرفت و برخى از ياران عنان نيز به طمع اين اموال ، به كبيش و ياران وى پيوستند و سپس به وادى منتقل
هامش
( 1 ) . الدرر الكامنة ، ج 1 ، ص 201 ، رقم 519 .
( 2 ) . شرح حال او در الضوء اللامع ، ج 6 ، صص 148 - 147 ، رقم 464 آمده است .