سخن فاكهى حكايت از آن دارد كه ابومغيره از سوى ابواحمد موفق ، والى مكه شده بود . ابناثير نيز يادآور شده كه او پس از آن از سوى صاحب « زنج » به عنوان والى مكه منصوب و وارد آن جا شد . « 1 » و آن چه ابناثير در بارهء نام ابومغيره و پدرش آورده ، درست برعكس مطلبى است كه ابنحزم آورده است . چه بسا در كتاب ابناثير ، كلمهء « ابن » ميان ابومغيره و عيسى ، افتاده باشد كه در اين صورت ، نامى كه او آورده ، با نامى كه ابن حزم ذكر كرده تطابق دارد .
به گفته ابناثير ، صاحب زنج همان على بن احمد [ محمد ] علوى است ، زيرا نسب او به يحيى بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابىطالب عليه السلام مىرسيد . ابناثير در اخبار مربوط به سال 266 مىگويد : در اين سال ، محمد بن ابوساج به مكه آمد و مخزومى با او جنگيد . محمد او را شكست داد و اموالش را مصادره كرد و اين در روز ترويه بود . « 2 » و نيز در اخبار مربوط به سال 268 آورده است : در اين سال ابومغيره رهسپار مكه شد . در آن زمان هارون بن محمد هاشمى كارگزارى مكه را بر عهده داشت . هارون گروهى را آماده كرد و از پشتيبانى ايشان بهره برد . مخزومى نيز به مشاش رفت و مسير آب آن جا را به سوى زمينهاى پست منحرف كرد و به جده رفت و آن جا را غارت كرد و خانههاى مردم را به آتش كشيد و اوضاع نان در اين شهر چنان بد شد كه قيمت دو گرده نان به يك درهم رسيد . سپس مىگويد : و هارون بن محمد بن اسحاق هاشمى براى مردم حج گزارد و ابن ابوساج نيز يكّهتاز راهها و جادهها بود . « 3 » و در اخبار مربوط به سال 269 مىگويد : در اين سال ابن ابوساج پس از ترك مكه ، لشكرى فراهم آورد و به طرف جده رفت و دو كاروان مال و سلاح مخزومى را مصادره كرد . « 4 » و اما درباره ولايت هارون بن محمد بن اسحاق عباسى ، پيش از اين مطالبى از قول
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 7 ، ص 328 .
( 2 ) . همان ، ص 336 .
( 3 ) . همان ، ص 373 - 372 .
( 4 ) . همان ، ص 369 .