حدود دويست نفر از مردان ابن طولون در دشت مكه ، كشته شدند و بقيه به كوهها گريختند و اموال و احشام آنها را نيز گرفتند . جعفر به مصرىها و آرد فروشها و قصابها امان داد و در مسجدالحرام نامهاى كه محتواى آن لعن و نفرين احمد بن طولون بود ، خوانده شد و مردم اموال تجار را گرفتند . « 1 » ابناثير نيز به طور مختصر ، مانند همين مطالب را بيان كرده و از جمله گفته است كه وقتى مصرىها در بستان ابنعامر با هارون برخورد كردند ، او از ترس مكه را ترك گفت . « 2 » بستان ابنعامر ، نخلستانى در اطراف مكه است . ابوالفتح بن سيدالناس در سيرهء خود به هنگام ذكر سريّه عبداللَّه بن جحش مىگويد : ابنسعد يادآور شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله عبداللَّه بن جحش را همراه با دوازده نفر از مهاجرين كه هر دو نفر سوار بر يك شتر بودند ، به « بطن نخله » فرستاد و بطن نخله همان بستان ابنعامر است . اين مطلب را چند تن از اساتيدم از سيدالناس نقل كردهاند . « 3 » و اما ولايت محمد بن ابوساج بر مكه را ابنجرير آن را نقل كرده است و در اخبار مربوط به سال دويست و شصت و شش مىگويد : در ماه ربيعالآخر ، ابوساج در جندى شاپور وفات يافت و پسرش محمد بر حرمين و جادهء مكه ، ولايت يافت و اين خبر در مختصر تاريخ ابنجرير آمده است . ولايت محمد بن ابوساج را ابن حمدون در « تذكره » و ابناثير در الكامل » « 4 » به همين صورت ، ذكر كردهاند و يادآور شدهاند كه عمرو بن ليث صفار ، او را ولايت داد كه ممكن است صفار پس از آن كه خليفه معتمد يا برادرش ابواحمد موفق ولايت مكه را بر عهدهاش گذاشتهاند ، چنين كرده باشد . و اين خود دلالت بر ولايت عمرو بن ليث صفار بر مكه دارد .
ابناثير نيز از ولايت برادر محمد ، يعنى يوسف بن ابوساج سخن گفته و در اخبار
هامش
( 1 ) . تاريخ الرسل ، ج 9 ، صص 652 و 653 .
( 2 ) . الكامل ، ج 7 ، ص 395 .
( 3 ) . عيون الاثر ، ج 1 ، ص 228 .
( 4 ) . الكامل ، ج 7 ، ص 333 .