سال صد و سى و دو ، ولايت بر مكه را بر عهده داشت كه علاوه بر مكه ، بر مدينه و يمن و يمامه « 1 » نيز ولايت داشت و تا زمان مرگش ؛ يعنى ربيعالأول سال صد و سى و سه ، و پس از كشته شدن تعدادى از بنىاميه در مكه و مدينه ، در اين مقام باقى بود .
پس از داود ، زياد بن عبيداللَّه بن عبدالمدان حارثى ، دايى سفاح ، ولايت بر مكه ، طائف ، مدينه و يمامه را بر عهده داشت و ولايت وى بنا به گفته ابناثير ، تا سال صد و سى و شش طول كشيد . « 2 » پس از وى ، در سال صد و سى و شش و بنا به گفته ابناثير « 3 » ، عباس بن عبداللَّه بن معبد بن عباس بن عبدالمطلب هاشمى از سوى سفاح ، والى مكه شد . ابناثير يادآور شده كه ولايت وى تا زمان مرگ سفاح ادامه يافت . ابن حزم يادآور شده كه او از سوى سفاح ، والى مكه بود و مىگويد : مرد نيكو و شايستهاى بود . « 4 » از ديگر كسانى كه از سوى سفاح ، بر مكه ولايت داشتند - به گفتهء ابن حزم در « الجمرة » عمر بن عبدالحميد بن عبدالرحمن بن زيد بن خطاب عدوى است كه با گفتهء ابناثير ، منافات دارد ، زيرا ولايت زياد بن عبيداللَّه حارثى تا سال صد و سى و شش ادامه يافت و عباس بن عبداللَّه بن معبد تا زمان مرگ سفاح ولايت بر مكه را پس از وى برعهده گرفت .
پس از او در زمان خلافت منصور ابوجعفر عبداللَّه بن محمد بن على بن عبداللَّه بن عباس برادر سفاح ، عباس بن عبداللَّه بن معبد ياد شده ولايت بر مكه بر عهده داشت .
ابناثير در اخبار مربوط به سال [ صد و ] سى و هفت مىگويد : و عباس بن عبداللَّه بن معبد
هامش
( 1 ) . « يمامه » منطقهاى است در نجد كه تا بحرين ده روز فاصله است و در آن « طسم » و جدس سكونت داشتندو دعوى مسيلمهء كذاب نيز در اين جا صورت گرفت . اين منطقه را خالد بن وليد در زمان ابوبكر فتح كرد و مسيلمهء كذاب هم در آن جا به قتل رسيد و يمامه به دامان اسلام بازگشت . و گفته شده است كه اين منطقه جزو مكه بوده و حكام مكه ، گاهى بر اين منطقه نيز حكومت داشتند .
( 2 ) . تاريخ خليفه ، ص 410 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، ص 445 .
( 3 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، صص 449 و 462 .
( 4 ) . جمهرة انساب العرب ، ص 18 .