حج مردم نوشت و او نيز با گروهى اندك به راه افتاد . برخى اعراب ، عليه وى اقدام كردند و او را پس از آن كه نامه مروان در مورد حج را به ايشان نشان داد كشتند ، چرا كه آنها نامه را نپذيرفتند و او و همراهانش را دزد ناميدند .
از سوى مروان اين افراد والى مكه بودند : بنا به گفتهء ابنجرير « 1 » وليد بن عروه سعدى ، برادرزادهء عبدالملك و او يادآور شده كه در سال صد و سى و يك والى مكه بوده و از سوى عمويش بر طائف و مدينه نيز ولايت داشته است كه اين مطلب با آن چه از سوى پسرعمويش مطرح شده و در سال [ صد و ] سى بوده منافاتى ندارد ، زيرا امكان دارد كه او از يمن وى را به ولايت بر مكه گماشته و مروان نيز پس از قتل عمويش ، او را در اين مقام ابقا كرده است .
و ابناثير يادآور شده كه محمد بن عبدالملك بن مروان در سال صد و سى ، والى مكه ، طائف و مدينه بوده و براى مردم ، حج گزارده است . « 2 » ولى در تاريخ ابنجرير ، دربارهء ولايت وى مطلبى نيامده و تنها اين نكته ذكر شده كه او در سال صد و سى ، براى مردم حج گزارده است . « 3 » گو اين كه نسخهاى كه من از تاريخ ابناثير ديدهام ، خالى از سهو و غلط نيست .
در نسخهاى از تاريخ ابناثير ، ابهامات و اشكالاتى در مورد نام برادرزادهء عبدالملك كه والى مكه شده بود وجود دارد و معلوم نيست او وليد بن عروه است « 4 » يا عروة بن وليد ؟ اما چنين به نظر مىرسد كه او بنا به آن چه ابنجرير و عتيقى در « امراء الموسم » آوردهاند وليد بن عروه بوده است .
پس از او و در زمان اولين خليفهء عباسى ، يعنى ابوالعباس عبداللَّه بن محمد بن على بن عبداللَّه بن عباس بن عبدالمطلب ، عموى وى ، داود بن على بن عبداللَّه بن عباس در
هامش
( 1 ) . تاريخالرسل والملوك ، ج 7 ، ص 411 .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، ص 393 .
( 3 ) . تاريخ الرسل ، ج 7 ، ص 410 .
( 4 ) . الكامل ، ج 5 ص 394 ؛ و تاريخ خليفه ، ص 398 .