ولايت بر مكه را بر عهده داشت و پس از مراسم حج ، وفات يافت . « 1 » پس از آن ، بنا به گفتهء ابناثير و ديگران ، زياد بن عبيداللَّه حارث بر مكه ، مدينه و طائف ولايت داشت و ولايت وى تا سال صد و چهل و يك ادامه يافت . « 2 » زياد همان كسى است كه توسعهء مسجدالحرام - كه در زمان منصور انجام شد - زير نظر او صورت گرفت . « 3 » پس از وى هيثم بن معاويه عتكى خراسانى در سال صد و چهل و يك علاوه بر مكه ولايت بر طائف را نيز برعهده گرفت و ولايت او تا سال صد و چهل و سه ادامه يافت . « 4 » به دنبال عزل او ، سرى بن عبداللَّه بن حارث بن عباس بن عبدالمطلب والى مكه و طائف شد و به مكه رفت و ولايت او تا سال صد و چهل و پنج ادامه يافت . « 5 » پس از وى ، محمد بن حسن بن معاوية بن عبداللَّه بن جعفر بن ابوطالب قرشى هاشمى جعفرى ، در پى چيره شدن ، بر مكه ولايت يافت ، چرا كه محمد بن عبداللَّه بن حسن بن حسن بن على بن ابوطالب عليه السلام ملقب به نفس زكيه ، پس از قيام در سال [ صد و ] چهل و پنج در مدينه و چيرگى بر آن جا او را بر مكه و قاسم بن اسحاق را بر يمن گمارد و او نيز به مكه رفت .
سرى بن عبداللَّه سابقالذكر هم از مكه بيرون آمد و آن دو در « أذاخر » به همديگر رسيدند و در نبرد با يكديگر سرى بن عبداللَّه شكست خورد . محمد وارد مكه شد و مدتى كوتاه در آن جا اقامت داشت كه نامهء محمد بن عبداللَّه بن حسن به دستش رسيد كه به وى دستور داده بود كه به اتفاق همراهانش حركت كند و او را از حركت عيسى بن موسى براى جنگ با وى ، آگاه كرد . او نيز به اتفاق قاسم ، از مكه به راه افتاد و در اطراف « قديد » به او رسيد . محمد نفس زكيه كشته شد و او و يارانش فرار كرده و پراكنده شدند و
هامش
( 1 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، ص 483 .
( 2 ) . همان ، صص 483 و 507 .
( 3 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 313 .
( 4 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، صص 507 و 512 .
( 5 ) . همان ، صص 512 و 572 .