فتح مكه ، به دستور پيامبر در آن جا نماز جماعت به جاى آورد ، او در حديبيه اسلام آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را در مكه به جاى خود ، گماشته و - به گفتهء طبرى - خود به طائف رفته بود . « 1 » ابنماكولا نيز مطلبى را كه به ابنكلبى نسبت داده است در تأييد اين خبر ذكر كرده است . « 2 » ابنعبدالبر نيز در شرح حال عتاب ، مطلبى مشابه با روايت ابناسحاق ذكر كرده است .
آن چه ابناسحاق در دادن امارت مكه به عتاب از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر كرده ، به دليل اين كه گروهى از اهل اخبار آن را نقل و روايت كردهاند ، محرز و تأييد شده است و ما به برخى از آنها اشاره خواهيم كرد . « 3 » پيش از اين و در باب ششم از همين كتاب ، در فضيلت اهالى مكه اشارهاى به اين مطلب شد . مغلطاى در سيرهء خود در توضيح تأخير امارت عتاب بر مكه ، مىگويد : شش شب گذشته از شوال و يا به روايتى دو شب مانده به پايان ماه رمضان به حنين رفت .
سهيلى نيز در بيان علت توليت عتاب بر مكه از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله مطلبى شگفتانگيز آورده است ؛ او مىگويد : خواب گزاران گويند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، اسيد بن ابوالعيص را به عنوان والى مكه در حالى كه مسلمان بود در خواب ديد ، حال آن كه او بر كفر مرده بود .
خواب آن حضرت را به پسرش عتاب به هنگام اسلام آوردن ، تعبير كردند .
رسولخدا صلى الله عليه و آله نيز او را كه بيست و يك سال داشت والى مكه قرار داد . ازرقى نيز علت توليت عتاب از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله را غير از آن چه سهيلى ذكر كرده است مىداند ؛ او مىگويد : جدم به نقل از عبدالجبار بن ورد مكى ، از ابن ابومليكه آورده كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اسيد را [ در خواب ] در بهشت ديدم و چگونه مىشود كه او وارد بهشت شده باشد ؟ عتاب بن اسيد به آن حضرت گفت : آن چه را ديدى براى من دعا كن ، [ حضرت صلى الله عليه و آله ] نيز دعا كرد و در آن روز او را بر مكه گمارد و سپس به عتاب فرمود : آيا مىدانى كه من تو را بر چه كسانى گماردهام ؟ من تو را بر اهل خدا گماردهام . به آنان نيكى
هامش
( 1 ) . الاستيعاب ، ج 3 ، صص 6 - 615 .
( 2 ) . الاكمال ، ج 5 ، ص 25 .
( 3 ) . ر . ك : الاخبار الموفقيات للزبير بن به كار ، ص 333 .