بن حارث از ابنعون آورده است . « 1 » و اما ايستادن كسى براى كنار زدن مردم از مكانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه ، وارد كعبه گرديد ، مطلبى است كه واقدى بدان اشاره كرده ، زيرا در خبرى كه پيش از اين در تاريخ ازرقى از وى نقل شده پس از ذكر ورود آن حضرت صلى الله عليه و آله براى نماز گزاردن به كعبه ، آمده است : آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه كليد در دستش بود ، بيرون آمد در اين مدت خالد بن وليد كنار در كعبه ايستاده بود تا مردم را از آن جا دور كند . « 2 » در سخن ابناسحاق ، به محلى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه و پس از طواف و ورود به كعبه و خروج از آن ، و ايراد سخنرانى پاى در كعبه ، در آن جا نشست اشارهاى نشده است زيرا پس از بيان اين موارد ، مىگويد : آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله در مسجد [ الحرام ] نشست . « 3 » ( كه مستلزم آن است كه در ابتدا يا انتهاى مسجد ، نشسته باشد و ابنعقبه در اين باره ، نكتهاى را آورده كه در سخن ابناسحاق نيامده و به كارهاى ديگرى كه آن حضرت صلى الله عليه و آله در اين روز در مسجد [ الحرام ] انجام داده اشاره كرده كه در سخن ابناسحاق ، بدانها اشارهاى نشده است . ابنعقبه مىگويد : هنگامى كه آن حضرت صلى الله عليه و آله طواف خود را به پايان رساند مركبش را بيرون بردند ، دو سجده بجاى آورد . سپس به سوى زمزم رفت و به آن نگريست و فرمود : اگر چنان نبود كه بنىعبدالمطلب سقّادارى را خود از دست خواهند داد من به دست خود چنين مىكردم . آن گاه به يك طرف مسجد در نزديكى مقام ابراهيم رفت ؛ در آن زمان گمان بر اين بود كه مقام [ ابراهيم عليه السلام ] چسبيده به كعبه بوده كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را در جاى كنونىاش قرار داد . رسول خدا صلى الله عليه و آله تقاضاى يك دلو از آب زمزم كرد برايش آوردند ، از آن نوشيد و وضو ساخت . مسلمانان از قطرات آب وضوى او به صورت خود مىزدند مشركان تماشا مىكردند و شگفتزده مىگفتند :
هرگز پادشاهى كه به اين موقعيت در ميان مردمش رسيده باشد نديدهاند .
هامش
( 1 ) . سنن النسائى 5 / 216 ، باب دخول البيت .
( 2 ) . اخبار مكه 1 / 7 - 266 .
( 3 ) . سيرة ابنهشام 4 / 94 .