« الاستيعاب » بيان كرده و من هم شرح حال ذكر شدهء او را از آن جا نقل كردهام - قبض روح شد . ابن عبدالبر يادآور شده كه او [ يعنى ابنابىسرح ] نه با على عليه السلام و نه با معاويه بيعت نكرد و در سال سى و شش يا سى و هفت ، وفات يافت .
و ديگر اين كه ابناسحاق ، ابنخطل را كه پيامبر صلى الله عليه و آله دستور قتل او را صادر كرد ، عبداللَّه ناميده است . وى مىگويد : عبداللَّه بن خطل مردى از بنىتيم بن غالب است ، حال آن كه در مورد نام وى اختلاف نظر وجود دارد . چنان كه ابناسحاق نام او را عبداللَّه ذكر كرده و برخى از جمله فاكهى ، اسم او را هلال نيز آوردهاند ، سهيلى نيز اين نام را براى وى آورده و گفته است : در مورد نام وى ، هلال هم گفتهاند ؛ و گفته شده كه هلال برادر او بوده است كه به هر دوى آنها خطلان هم مىگويند . آنها از [ خاندان ] تيم بن غالب بن فهر مىباشند . « 1 » ابن بشكوال در « المهمات » و در بيان قتل ابنخطل گفته است : در نام او اختلاف است به عبداللَّه و عبدالعزّى و هلال گفتهاند و همهء اين نامها را دارقطنى در سنن خود آورده است و ابنعقبه نيز گفته كه نام وى قيس است . وى مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز فتح ، دستور قتل قيس بن خطل را صادر فرمود . فاكهى نيز خاطرنشان ساخته كه نام وى ، عبدالعزيز بوده است ، آن جا كه مىگويد : سعيد بن عبدالرحمن از هشام بن سليمان مخزومى از ابنجريج نقل كرده كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح به همهء مردم امان داد ، مگر چهار نفر كه يكى از آنها ، عبدالعزيز بن خطل بود . و چه بسا در اين خبر ذكر نام عبدالعزيز ، اشتباه در نوشتن عبدالعزّى از سوى ناسخ بوده است زيرا از نظر ظاهرى به يكديگر شباهت دارند .
مطلب ديگر اين كه به گفتهء ابناسحاق ، كسى كه ابنخطل را به قتل رسانده ، سعيد بن حريث مخزومى و ابوبرزهء أسلمى بود . هر دو در قتل او شركت داشتند ، ولى فاكهى در اين باره نظر ديگرى دارد و مىگويد : زيد بن حباب از عمر بن عثمان بن عبدالرحمن بن
هامش
( 1 ) . الروض الانف ، ج 4 ، ص 103 .