تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
ستمكارترين مردم به خدا كسى است كه در حرم ، از حد در گذرد و كسى كه جز قاتل خود را به قتل رساند و كسى است كه به انتقام جاهليت ، كسى را بكشد . نكتهء ديگر اين كه به گفتهء ابن‌سعد ، يكى از افراد بنىعامر بن لؤى كه رسول خدا در روز فتح مكه ، دستور قتل او را داد ، همان ابن‌ابى سرح است . البته از سخن ابن‌اسحاق ، چنين برداشت نمىشود و تنها در يكى از نسخه‌هاى سيرهء او ، نام آن شخص عبداللَّه آمده ، اما معلوم نشده كه او ابن‌ابىسرح بوده است ؛ ولى ابن عقبه بر خلاف ابن‌اسحاق ، آن فرد را به صراحت نام برده است و مىگويد : [ پيامبر صلى الله عليه و آله ] به آنان فرمان كشتن چهار نفر را داد كه [ يكى از ايشان ] عبداللَّه بن سعد بن ابىسرح بود . همچنين ابن‌اسحاق در مورد علت صدور دستور قتل ابن‌ابىسرح ، جز ارتداد و مشرك شدن مجدد او پس از اسلام و نوشتن وحى به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از فتح و مهاجرت با پيامبر صلى الله عليه و آله و بازگشت او نزد قريش به مكه ، دليل ديگرى ذكر نكرده است . او [ به قريش ] مىگفت : من هرچه مىخواستم براى محمد مىنوشتم ، او مىگفت : عزيزٌ حكيم ، من مىنوشتم : عليمٌ حكيم و او هم تأييد مىكرد و مىگفت همه درست است . « 1 » مطلب ديگر اين كه ابن‌اسحاق به برادرخواندگى ميان ابىسرح و عثمان بن عفان اشاره‌اى نكرده ، حال آن كه ابن‌عبدالبرّ اين مطلب را ذكر كرده است و پس از عبارت « همه درست است » ، مىگويد : در روز فتح مكه رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور قتل او و عبداللَّه بن خطل و مقيس بن ضباعة را - حتى اگر پشت پرده‌هاى كعبه پنهان شده باشند - صادر فرمود . عبداللَّه بن ابىسرح فرار كرد و نزد عثمان بن عفان رفت ، چون برادر شيرى او بود و مادر عثمان به او شير داده بود . همچنين از سخن ابن‌اسحاق اين نكته برداشت نمىشود كه وقتى ابن‌ابىسرح به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، احدى از حاضران متوجه قصد كشتن وى از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله شده باشد . وى پس از ذكر رفتن عثمان به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله آورده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله مدت
هامش
( 1 ) . ابن‌ابىسرح دروغ گفته و نارواترين افتراها به پيامبر وارد كرده است . او سخنان پروردگار به محمد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله را تحريف نمىكرد و گفتهء وى نيز از روى خباثت و حسادت بوده است .
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 223 | محمد مقدس / محمد بن أحمد الفاسي المكي