تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
سخن را نمىگفتى . ابوسفيان گفت اين شخص كيست ؟ گفتند : عمر . فاكهى در ادامه به حديث ايوب به نقل از عكرمه پرداخته ، مىگويد : پس از آن ابوسفيان اسلام آورد و عباس او را به منزلش برد . صبح آن روز مردم را در تكاپو ديد ، پرسيد : اى اباالفضل ! آيا مردم عليه من نقشه‌اى كشيده‌اند ؟ گفت : نه آنها قصد اقامهء نماز دارند . ابن‌اسحاق در مورد فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله به عباس مبنى بر نگه‌داشتن ابوسفيان در تنگهء « خطم الخيل » براى عبور سربازان خود از آنجا علتى ذكر نكرده است ، اما فاكهى مطلبى دارد كه مىتواند توضيحى در اين باره باشد . وى مىگويد : حسين بن عبدالمؤمن به نقل از على بن عاصم ، از حصين ، از عُبيداللَّه بن عبداللَّه مىگويد : وقتى ابوسفيان پا به پاى عباس بن عبدالمطلب راه مىرفت ، مردم را ديد كه هر يك به دنبال كار خود بودند و با دشمنى به وى نگاه نمىكردند . ابوسفيان به عباس گفت : آيا محمد مىخواهد به كمك اينان بر من پيروز شود و مرا بكشد ؟ اى عباس به من بگو چه كسى آسمان را آفريد ؟ گفت : خدا ، پرسيد : چه كسى زمين را آفريد ؟ پاسخ داد : خدا . و همچنان پرسش‌هايى از اين قبيل از او [ عباس ] كرد و عباس دانست كه وى هنوز قلباً اسلام نياورده است . بنا بر اين از او عقب افتاد و نزد صلى الله عليه و آله پيامبر آمد و او را خبر كرد . حضرت صلى الله عليه و آله به او فرمودند : عمو ! خالد بن وليد را نزد من آوريد . خالد كه نزديك بود ، بلافاصله ، پيش آمد . حضرت فرمود : مردم را به خود ملحق كن . مردم به او ملحق شدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار ضعيفان ، پياده‌ها و عقب‌افتادگان تنها ماند و به عباس فرمود : به سراغ او [ ابوسفيان ] برو و در فلان مكان او را نگاه دار . عباس رفت و ابوسفيان را در جايى كه رسول خدا به وى فرمان داده بود ، نگاه داشت و با او به صحبت ايستاد ؛ در همين احوال خالد بن وليد با سواران سررسيد ، وقتى ابوسفيان او و همراهانش را سوار بر اسب ديد ، گفت : محمد در ميان اينان است ؟ پاسخ داد : نه ، اين خالد بن وليد است . خالد همراه سواران گذشت . پس از آن ابوعبيده با گروهى از مردم آمد ، وقتى [ ابوسفيان ] آنان را ديد گفت : اى عباس آيا محمد در ميان اينان است ؟ گفت : نه اين ابوعبيدة بن جراح است . ابوعبيده هم گذشت و پس از ، پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان پابرهنگان و پيادگان و ضعيفان سررسيد ، وقتى [ ابوسفيان ]