گذشتند را سعد بن عباده برعهده داشته است ، وى مىگويد : گروه سربازان يكى پس از ديگرى از برابر ابوسفيان و حكيم و بديل گذشتند . هر گروهى كه مىگذشت ، او دربارهاش پرس و جو مىكرد تا اين كه نوبت به گروه سربازان انصار رسيد و سعد بن عباده در آن بود .
در نسخهء مغازى ابن عقبه كه در اختيار من است : به جاى حكيم « ابن حكيم » آمده كه درست آن « وحكيم » بدون ابن است زيرا جز با حذف ابن ، عبارت درست نخواهد بود .
مطلب ديگر آن كه به گفتهء ابناسحاق ، هنگام عبور پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از برابر ابوسفيان ، مهاجرين همراه آن حضرت بودهاند ، حال آن كه سخن ابن عقبه ، بر خلاف اين مطلب است ، زيرا مىگويد : خداوند به وسيلهء آن گروهها ، ابوسفيان را به هراس افكند و رسول خدا صلى الله عليه و آله زبير بن عوام را در رأس مهاجرين و سوارههاى آنان فرستاد .
سخن ابناسحاق حكايت از آن دارد كه ابوسفيان پس از آن كه عباس او را آزاد كرد ، امان دادنِ پيامبر صلى الله عليه و آله به هر كس را كه وارد خانهاش شود و هر كس در خانهء خود را ببندد و هر كس كه وارد مسجد [ الحرام ] گردد ، به اطلاع مردم مكه رساند . اما فاكهى يادآور شده كه عباس بن عبدالمطلب قريش را از اين مطلب آگاه ساخت .
در خبرى كه ابنعباس روايت كرده آمده است : عباس گفت : اى رسول خدا ! اگر اجازه فرمايى ، نزد مردم مكه بروم و آنان را [ به اسلام ] دعوت كنم . و آنان را امان دهم .
براى ابوسفيان نيز چيزى در نظر بگيريد . پس از آن عباس بر ماديان رسول خدا صلى الله عليه و آله ( شهباء ) سوار شد و به ميان مردم مكه رفت و گفت : اى اهالى مكه ! اسلام آوريد تا در امان بمانيد ، شما به پناهگاه ناامنى پناه آوردهايد . ابناسحاق در ادامه مىگويد :
رسول خدا صلى الله عليه و آله زبير را از سمت بالاى مكه و خالد بن وليد را از طرف پايين مكه روانه كرد . عباس به ايشان گفت : اين زبير و خالد هستند كه از بالا و پايين مكه مىآيند و خزاعه است كه دهانها را به خاك مىمالد ، سپس گفت : هر كس سلاح بر زمين بگذارد ، در امان است ، هر كس در خانهاش را به روى خود ببندد ، در امان است و هر كس وارد خانهء
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: محمد مقدس
ص٢١٣