تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بخارى نيز مطلبى ذكر كرده كه براساس آن و مطابق با گفتهء ابن‌عقبه ، لشكريان رسول خدا صلى الله عليه و آله ابوسفيان و حكيم و بديل را دستگير كردند ، دارد ، بخارى در باب « محل نصب پرچم پيامبر در روز فتح مكه » مىگويد : عبيد بن اسماعيل ، از ابواسامه ، از هشام از پدرش نقل كرده است كه وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله حركت كرد ، اين خبر به قريش رسيد و ابوسفيان بن حرب و حكيم بن حرام و بديل بن ورقاء بيرون رفتند تا دربارهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خبرى كسب كنند . آنها به راه افتادند و به مرّ الظهران رسيدند . در آنجا آتش‌هايى چون آتش‌هاى عرفه ديدند . ابوسفيان گفت : اينها چيست كه مانند آتش‌هاى عرفه است ؟ بديل بن ورقاء گفت : آتش‌هاى بنىعمرو است . ابوسفيان گفت : بنىعمرو كمتر از اين هستند . در اين احوال عده‌اى از نگهبانان رسول خدا صلى الله عليه و آله آنان را ديدند و دستگير كردند و نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بردند . « 1 » اما از سخن ابن‌اسحاق چنين برداشت مىشود كه حكيم بن حرام و بديل بن ورقاء همراه ابوسفيان در مرّ الظهران به حضور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نرسيده‌اند زيرا ابن‌اسحاق پس از ذكر سوار شدن ابوسفيان [ بر اسب ] پشت سر عباس ، مىگويد : دو نفر از همراهان ابوسفيان بازگشتند . ولى سخن ابن‌عقبه حكايت از آن دارد كه آنها نيز همراه ابوسفيان در مرّ الظهران به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند ابن‌عقبه پس از بيان عبارت « وارد شويد و اسلام آوريد » ، مىگويد : آنها بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد شدند و تا پاسى از شب نزد وى ماندند و پيامبر با آنها سخن گفت و از ايشان سئوالاتى كرد و سپس آنان را به اسلام فراخواند و فرمود : شهادت دهيد كه نيست خدايى جز پروردگار يكتا . آنها نيز شهادت دادند . سپس فرمود : شهادت دهيد كه من محمد فرستادهء خدا هستم . حكيم و بديل شهادت دادند ، ولى ابوسفيان گفت : من قبول ندارم و پس از آن ابوسفيان همراه عباس بيرون آمد . ابن‌عقبه در اين خبر يادآور شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به هر كس كه وارد خانه حكيم بن حرام مىشد امان
هامش
( 1 ) . بخارى ، ج 8 ، ص 10 - 4 « المغازى » ، اين حديث را آورده است .