آنها ( يعنى حضرت على عليه السلام و زبير ) از شهر بيرون رفتند و در خليقه بنىاحمد « 1 » به آن زن رسيدند ؛ ولى در بخارى به نقل از حضرت على عليه السلام نقل شده كه فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله من و زبير و مقداد را روانه ساخت و فرمود : برويد تا به روضهء خاخ برسيد ، در آنجا زن كجاوه نشينى مىيابيد كه نامه همراه اوست . مىفرمايد : ما حركت كرديم و به سرعت رفتيم تا به « روضه » رسيديم ، و در آنجا زن كجاوه نشين را ديديم ؛ و بقيه داستان را نقل مىكند .
بخارى اين حديث را در غزوة الغنم [ غزوة الفتح ] و تفسير سورهء ممتحنه ، و نيز در باب « فضل من شهد بدراً » هم آورده است ، گو اين كه در حديثى كه در اين باب آورده ، به جاى مقداد ، ابومرشد آمده است و در باب ( ما جاء فى المتأولين ) از كتاب « استتابة المرتدين » هم مانند اين حديث ذكر شده ، با اين تفاوت كه راوى حديث يعنى ابوعوانه به جاى [ روضهء ] خاخ ، « حاج » آورده است . به علاوه بخارى پس از پايان حديث گفته است : خاخ صحيح است . ولى ابوعوانه مىگويد : خاج درست است و خاخ به اشتباه ثبت شده است كه نام مكانى است . ابنهشام هم مىگويد : خاج كه بخارى بدان اشاره كرده و آن را درستتر دانسته است ، اول و آخر آن با « خ » است و خاج كه ابوعوانه آورده است اول كلمه « خ » مىباشد و آخر آن جيم است . اين نكته را حافظ ابوذر هروى نقل كرده و دربارهء حديث ابوعوانه مىگويد : حاج به « حاء » و « جيم » در اين روايت آمده و درست آن « خاخ » است و آن را به همين صورت ( خاخ ) به خط يكى از محدثين به نقل از ابوذر ، ديدهام . و ابن عقبه يادآور شده است : حضرت على عليه السلام و زبير ، زنِ حاملِ نامهء حاطب را در بين دشت ريم [ نزديك مدينه ] يافتند . بنا به گفتهء ابن عقبه ، حركت كردند و در دشت ريم به آن زن رسيدند .
قاضى عياض در « مشارق » يادآورد شده كه بنا به گفتهء مالك ، « ريم » در فاصلهء چهار بريد ( 16 فرسنگ ) و يا طبق نوشتهء عبدالرزاق ، سى ميل از مدينه قرار دارد ، و « روضه خاخ » نيز جايى در « حمراء الأسد » مدينه واقع است . و عابدى خاطرنشان ساخته
هامش
( 1 ) . بنا به نوشته ياقوت ، روستايى كه شش ميل از مدينه فاصله دارد .