انكار كرد ولى اندكى بعد گفت : به شرطى نامه را به شما مىدهم كه مرا پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله نبريد . آنها پذيرفتند و او موهاى بافته شده سرش را باز كرد و نامه را از لاى آنها بيرون آورد و به آنها داد ، و ايشان نيز بازگشتند و آن را به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله تقديم كردند .
اما از سخن ابناسحاق اين مطلب برداشت نمىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى به دست آوردن نامهء حاطب ، كسى جز زبير بن عوام را با حضرت على بن ابىطالب عليه السلام فرستاده باشد ، زيرا گفته است : همين كه خبر نامهء حاطب از غيب به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، آن حضرت على بن ابىطالب عليه السلام و زبير بن عوام را فرستاد . بخارى نيز يادآور شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله ابومرشد را با [ حضرت ] على عليه السلام و زبير روانه ساخت . او اين مطلب را در كتاب « استتابة المرتدين » در باب « ماجاء فى المتأوّلين » آورده و در روايتى كه سند آن به ابوعبدالرحمن سلمى مىرسد ، به نقل از على بن ابىطالب عليه السلام آورده است كه فرمود :
رسول خدا صلى الله عليه و آله من و زيبر و ابومرشد را [ به دنبال نامه ] فرستاد و همگى ما سواره بوديم كه به ما فرمود : برويد تا به « روضه خاخ » « 1 » برسيد . بخارى همچنين مطلبى را يادآور شده كه با آنچه در اين باب گفته شد ، متفاوت است . وى در روايتى از عبيداللَّه بن ابورافع آورده است : از حضرت على عليه السلام شنيدم كه فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله من و زبير و مقداد را روانه ساخت و فرمود : برويد تا به روضهء خاخ برسيد ، آنگاه كلّ ماجرا را تعريف كرد . بخارى اين حديث را در باب غزوة الغنم « 2 » از كتاب مغازى ، « 3 » آورده است .
ديگر آن كه سخن ابناسحاق حكايت از آن دارد كه زنى كه نامهء حاطب بن ابوبلتعه
هامش
( 1 ) . روضه خاخ ، جايى ميان مكه و مدينه در نزديكى حمراء الاسد ( ياقوت ، 3 / 532 ) و احتمالًا نزديك همانجايى است كه در جادهء مكه - مدينه « الحمراء » ناميده مىشود .
( 2 ) . در نسخهء ديگر اين كتاب « الفتح » آمده است .
( 3 ) . اين روايت را بخارى در مغازى ، ج 7 ، ص 400 ، باب فتح مكه و باب فضل من شهد بدراً كتاب والجهاد ، باب الجاسوس و باب « اذا اضطرّ الرجل الى النظر فى شعور اهل الذمة والمومنات اذا عَصَيْن اللَّه و تجريدهنّ » و در تفسير اوايل سورهء ممتحنه و در « الإستئذان » در باب « من نظر فى كتاب من يحذر من المسلمين يستبين أمره » و در استتابة المرتدين ، باب « ما جاء فى المتأولين » آورده است .