شنيدهايد كه سعد بن عباده چه گفت ؟ مطمئن نيستم كه در ميان قريش كارى از پيش ببرد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله به على بن ابىطالب عليه السلام فرمود ، به او برس و پرچم را از وى بگير و تو پرچم را به داخل مكه ببر .
ابناسحاق مىگويد : عبداللَّه بن ابونجيح چنين گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله به خالد بن وليد دستور داد كه به اتفاق گروهى از طرف « ليط » در پاييندست مكه ، وارد شهر شود .
او فرماندهى جناح راست لشكريان را برعهده داشت كه اسلم و سليم و غفار و مزينه و جهينه و چند قبيله ديگر عرب در آن بودند . ابو عبيدة بن جراح نيز همراه با گروهى از مسلمانان به استقبال آمد و به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از « اذاخر » وارد شد و در بالاى مكه مستقر گرديد و در آنجا براى آن حضرت ، سايبانى درست كردند .
ابناسحاق مىگويد : عبداللَّه بن ابونجيح و عبداللَّه بن ابوبكر چنين كردهاند : صفوان بن اميه و عكرمة بن ابوجهل و سهيل بن عمرو ، مردمانى را در خندمه گرد آورده بودند تا بجنگند و حماس بن قيس بن خالد پيش از ورود پيامبر صلى الله عليه و آله سلاحهايى را آمده مىكرد .
همسرش به او گفت : براى چه اين سلاحها را آماده مىكنى ؟ گفت : براى محمد و ياران او ، زن گفت : به خدا قسم گمان نمىكنم چيزى جلودار محمد و يارانش باشد . گفت : به خدا سوگند اميدوارم كه چندتن از آنان را به خدمت تو بياورم [ اسير كنم ] سپس گفت :
إٍن يتبلوا اليوم فمالى علّه * هذا سلاح كامل وأَلَّه
وذو عزارين سريع السلّة
پس از آن در خندمه همراه صفوان و سهيل و عكرمه حضور يافت و هنگامى كه مسلمانان همراه با خالد بن وليد با آنان برخورد كردند و در گير شدند . در اين گير و دار كُرز بن جابر ، يكى از مردان بنىمحارب بن فهر و خنيس بن خالد بن ربيعة بن اصرم از همپيمانان بنىمنقذ ، كشته شدند . آن دو در شمار مردان خالد بن وليد بودند كه از وى جدا شدند و راهى جز راه وى رفتند و همگى كشته شدند . خنيس بن خالد پيش از كُرز بن جابر