« وفات بزرگان قريش در مكه و در رثاى ايشان » ، مىگويد : آن گاه كه عبداللَّه بن جدعان بن عمرو تيمى از دنيا رفت ، جن و انس بر مرگ او سوگوار شدند
فاكهى نيز دربارهء سوگوارى آدميان براى ابن جدعان مطالبى آورده است .
كريمان قريش در جاهليت
در زمان جاهليت و در ميان قريش ، كريمان و گشادهدستان ديگرى جز ابنجدعان وجود داشتند كه اخبار مشهورى از بخشش و كرم آنها نقل شده است و بنا به گفتهء ابنكلبى و ديگران كه فاكهى و گروه ديگرى از او نقل كردهاند ، به برخى از آنها « ازواد المركّب » [ به معناى توشهء كاروان ] مىگفتند ، چون هرگونه نيازمندى را تأمين مىكردند . فاكهى در مطلبى با عنوان « ذكر ازواد الركب من قريش » مىگويد : حسن بن حسين ازدى از ابوجعفر از هشام بن كلبى چنين نقل كرده است : اينان وقتى به سفر مىرفتند ، هيچ كس براىشان نان و غذا نمىپخت ، مگر اسود بن عبدالمطلب بن اسد بن عبدالعزّى بن قصَىّ و مسافر بن ابىعمرو ابن امية بن عبدشمس و ابوامية بن مغيرة بن عبداللَّه بن عمرو بن مخزوم و زمعة بن عبدالمطلب بن اسد .
فرمانروايان قريشى مكه در زمان جاهليت
فاكهى در بابى با عنوان « حكام قريشى مكه » به نقل از محمد بن على نجار صنعانى از عبدالرزاق از ابنجريج از بشير بن تميم بن حارث بن عبيد بن عمرو بن مخزوم مىگويد : قريش در جاهليت براى خود حكّامى داشتند و اولين بار در جاهليت در مورد كسى كه متهم به قتل بود ، حكم به پرداخت يكصد شتر كرد ، در حالى كه ديهدر آن زمان گوسفند بود . حسن بن حسين أزدى از محمد ابوجعفر از كلبى دربارهء حكام قريش گفته است : از بنىهاشم ، عبدالمطلب بن هاشم و زبير و ابوطالب دو فرزند عبدالمطلب و از بنىامية ، حرب بن اميه و ابوسفيان بن حرب و از بنى زهره ، علاء بن حارثه ثقفى از همپيمانان بنىزهره و از بنى مخزوم ، عدل كه همان وليد بن مغيرة بن عبداللَّه بن عمرو بن