تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
ديگرى ابوقحافه بودند و هر يك از آنها فرياد مىزد : هر كس گوشت و چربى مىخواهد به خانه ابن جدعان بيايد . گفته‌اند او نخستين كسى است كه در مكه فالوده داد . فاكهى اين خبر را به نقل از ابن كلبى در اخبار مكه نقل كرده است . امية بن ابىالصلت « 1 » پيش از آن كه از ابن جدعان [ در شعر خود ] مدح و ستايش كند ، نزد خاندان بنىديان از بنى حارث بن كعب رفته و غذاى آنها را كه روغن و شهد و گندم بود ، ديد . حال آن كه ابن جدعان با خرما و شير و آرد الك نكرده ، غذا مىداد . او دروصف سخاوت و گشاده‌دستى آنان چنين سرود :
ولقد رأيت الفاعلين وفعلهم * فرأيت اكرمهم بنىالديان البُرُّ يُلبَك بالشُّهاد طعامهم * لا ما يعلّلنا بنو جُدعان
وقتى اين ابيات به گوش عبداللَّه بن جدعان رسيد دوهزار شتر به شام فرستاد كه بار آنها گندم و شهد و روغن بود و دستور داد كه منادى بر كعبه رود و ندا دهد : بشتابيد به سوى سفرهء عبداللَّه بن جدعان . در اين جا بود كه اميه اين اشعار را در وصف جود و كرم [ ابن جدعان ] سرود :
له داع بمكة مُشمَعِل * و آخر فوق كعبتها ينادى إلى رُدُحٍ من الشّيزَى عليها * لُباب البُرّ يلبَكَ بالشّهاد
ابن‌جدعان در ابتدا ، بينوا و مستمند و بسيار تنگدست بود و به هر جنايتى دست مىزد و پدر و قوم او از دستش در عذاب بودند . عشيره‌اش او را طرد كرد و پدرش او را از خانه بيرون راند و سوگند ياد كرد كه هرگز او را راه ندهد چرا كه جريمه‌هاى سنگين و ديه‌هاى بسيارى بر وى تحميل كرده بود . بنا بر اين در شعبان از مكه خارج شد و به كوه
هامش
( 1 ) . شاعر عصر جاهلى كه در پى مقام پيامبرى بود او در شعر خود از آفرينش هستى و داستان پيامبران سخن‌مىگفت و هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به پيامبرى مبعوث گرديد بر او رشك برد و ايمان نياورد او كشته‌هاى بدر را ستود و در سال نهم هجرت مرد .