همچنين ابنهشام به نقل از ابناسحاق آورده است : هاشم بن عبدمناف در غزّه از سرزمين شام - كه براى تجارت به آن جا رفته بود - وفات يافت و پس از وى مطلب بن عبدمناف ، كار سقادارى و پذيرايى را برعهده گرفت . او از عبدشمس و هاشم كوچكتر و در ميان قوم خود صاحب فضل و شرف و افتخار بود و قريش به دليل بزرگوارى و فضلى كه داشت ، او را « الفيض » مىناميدند . « 1 » سپس ابناسحاق مىگويد : پس از آن مطلب در ردمان « 2 » از سرزمين يمن ، وفات يافت . مردى از عرب در سوگ او گفته است :
قد ظمئ الحجيج بعبد المطّلب * بعد الجفان والشراب المنتضب
ليت قريشاً بعده على نصب
مطّرد « 3 » بن كعب خزاعى نيز در سوگ مطّلب و خاندان عبدمناف - به هنگام شنيدن خبر وفات نوفل بن عبدمناف كه آخرين مردهء ايشان بود - ابياتى سروده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . سيره ابنهشام ، ج 5 ، صص 158 - 157 .
( 2 ) . ردمان جايى است كه به گفته ياقوت در يمن قرار دارد . ياقوت در اين باره چيزى اضافه نكرده است ، گرچه ابياتى را نقل كرده كه نشان مىدهد مرگ مطّلب بن عبدمناف در آن جا اتفاق افتاده است ( معجم البلدان ، ج 3 ، ص 40 ) .
( 3 ) . در معجم البلدان ياقوت « مطرود » آمده است و در سيره نيز يك بار مطرود آمده و در ادامه نيز به همينصورت بدان اشاره شده است .
( 4 ) . ياقوت حموى اين ابيات را آورده است :خلصهم عبدمناف فهم * من لوم مَنْ لام بمنجاة
قبر بِرَدمان ، و قبر بسل * مان و قبر عند غزات
و ميت مات قريباً من ال * حجون من شرق النبيّاتسپس مىگويد : كسى كه در « ردمان » دفن مىباشد ، مطّلب بن عبدمناف است و آن كس كه در « سلمان » آرميده است ، نوفل بن عبدمناف مىباشد و قبرى كه در غزّه است ، متعلق به هاشم بن عبدمناف است و آن يك كه نزديك حجون است از آن عبدشمس بن عبدمناف مىباشد ( معجم البلدان ، ج 3 ، ص 40 ) .
ابيات ياد شده در هر دو نسخه خطى شفاءالغرام حذف شده و ما آنها را از ياقوت نقل كردهايم ( سيره ابنهشام ، ج 1 ، ص 162 ) .