اى قريشىها ! شما همسايگان خدا و اهلبيت و اهل حرم هستيد و حاجيان ، مهمانان و زائران خانه خدا هستند و از هر كس به مهماننوازى و احترام سزاوارترند ، پس براى ايشان در موسم حج ، تا زمانى كه به ديار خود بازگردند ، خوراك و آشاميدنى مهيا كنيد .
آنها نيز چنين كردند و هر سال قسمتى از اموال خود را براى اين كار در اختيار وى قرار مىدادند تا در ايام منا ، به مصرف غذاى حاجيان برساند . اين كار در جاهليت صورت مىگرفت و تا ظهور اسلام ادامه داشت . در اسلام نيز اين كار تا به امروز ادامه داشته و اين همان سفرهاى است كه هر سال سلطان در منا براى حجاج مىگستراند تا اين كه مراسم حج به پايان رسد . ابناسحاق مىگويد در رابطه با كارهاى قصىّ بن كلاب و اختياراتى كه او به عبدالدار تفويض كرد ، ابواسحاق بن يسار ، از حسن بن محمد بن على بن ابيطالب عليه السلام برايم نقل كرد و گفت : از او شنيدم كه اين مطلب را به مردى از خاندان عبدالدار به نام نُبية بن وهب بن عامر بن عكرمة بن عامر بن هاشم بن عبدمناف بن عبدالدار مىگفت . حسن گفت : قصى هر اختيار و مقامى كه در ميان قوم خود داشت ، به او واگذار كرد و هرگز با كارهاى او مخالفتى نكرد .
ابناسحاق مىگويد : پس از آن ، قصىّ بن كلاب وفات يافت و فرزندانش عهدهدار كارها شدند و مكه پس از آن كه قصىّ بخشهايى را ميان نزديكان خود تقسيم كرده بود ، به قسمتهاى ديگرى تقسيم شد . و هر قسمت را به ديگران ، از جمله اقوام و يا همپيمانان خود مىدادند و يا مىفروختند . و قريش هم به همين ترتيب ، در كنار آنها [ در مكه ] اقامت كردند و هيچ گونه اختلاف و نزاعى ميان آنها وجود نداشت . علاوه بر اين ، خاندان عبدمناف بن قصىّ و خاندان عبدشمس و هاشم و مطّلب و نوفل ، در مورد اختياراتى كه قصىّ به عبدالدار واگذار كرده بود - پردهدارى ، پرچمدارى ، سقّايى و پذيرايى - به مشورت و تبادل نظر پرداختند و سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه خود به دليل افتخارات و فضايل بيشترى كه ميان قومشان داشتند ، به اين امور سزاوارترند و چنين شد كه قريش متفرق شدند . گروهى از خاندان عبدمناف در اين مورد كه آنها از خاندان عبدالدار سزاوارترند با ايشان همعقيده بودند و گروهى ديگر در كنار خاندان عبدالدار ، معتقد
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: محمد مقدس
ص١٢٥