پس از اسلام رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر پيمانى كه در جاهليت بسته شده باشد ، اسلام آن را تحكيم مىبخشد . « 1 » پس از آن ابناسحاق مىگويد : [ از آن زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ] سقادارى و كار پذيرايى [ از حجاج ] را به هاشم بن عبدمناف واگذار كرد ، چرا كه عبدشمس همواره در سفر بود و كمتر در مكه اقامت داشت و زود خشمگين مىشد ، حال آن كه هاشم آسانگير و خوشرو بود و آن گونه كه مىگويند ، وقتى موسم حج فرا مىرسيد به ميان قريش مىرفت و مىگفت : اى مردم ، شما همسايگان خدا و اهلبيت او هستيد و قرار است در اين موسم ، زائران خانهء خدا و حجاج به اين جا بيايند ، آنها ميهمانان خداهستند و از هر ميهمانى گرامىترند ، بنا بر اين هر كس به هر مقدار كه مىتواند ، مشاركت كند تا براى پذيرايى از حجاج ، غذا تهيه شود . به خدا سوگند اگر خود ، توان اين كار را داشتم هرگز به شما روى نمىآوردم . مردم نيز هر يك به اندازهء توان خود - از اموال خويش مبلغى براى اين كار مىدادند و براى حاجيان غذا تهيه مىكردند و حاجيان تا زمانى كه به ديار خود باز مىگشتند ، پذيرايى مىشدند . مىگويند هاشم نخستين كسى است كه دو سفر را براى قريش متداول كرد و به صورت سنت درآورد ؛ سفر زمستانى و سفر تابستانى . او نخستين كسى است كه در مكه خوراك تريد به مردم داد و نام او عمرو بود و از اين رو هاشم ناميده شد كه نان را براى خويشان خود در مكه تريد مىكرد [ از ريشه هشم ] . شاعرى از قريش ، يا يكى از شاعران عرب در اين باره مىگويد :
عمرو الذى هشم التريد لقومه * قوم بمكة مسنّتين عجاف
سنّت إليه الرحتان كلاهما * سفر الشتاء ورحلة الأصياف « 2 »
ابنهشام مىگويد : فردى از اهالى حجاز كه با شعر آشنا بود ، اين مصرع را برايم خوانده بوده : قوم بمكّة مسنتين عجاف .
هامش
( 1 ) . سيره ابنهشام ، ج 1 ، صص 4 - 152 .
( 2 ) . در سيره ابنهشام به جاى « الاصياف » ، « الايلاف » آمده است .