زيرا ربيعة بن حارثة بن عمرو بن عامر بن حارثة بن امرئ القيس بن ثعلبه بن مازن با فهيرة دختر حارث بن مضاض جرهمى ازدواج كرده و حاصل ازدواج آنها ، عمرو بن ربيعه بود .
او وقتى بزرگ شد و بزرگى يافت ، خواهان پردهدارى كعبه گرديد و در آن هنگام جنگى ميان آنها و جرهمىها درگرفت . سپس و بعد از بيان اندكى از اخبار عمر و فرزندان او ، مىگويد : جنگ ميان آنها طولانى و شديد بود و سرانجام خزاعه بر جرهمىها بر سر كعبه ، پيروز شدند و جرهمىها را بيرون كردند آنها وارد اضم « 1 » گرديدند و در آنجا به هلاكت رسيدند .
در اين خبر ، مطلبى دربارهء جرهمىها وجود دارد ، آنجا كه آمده است : و مىگويند كه - خدا بهتر مىداند - اساف مردى از خاندان قطور بود كه با زنى به نام نايله از جرهمىدر كعبه ، فسق و فجور كرد و خداوند هر دوى آنان را به صورت دو سنگ در آورد . عمرو از اين مسأله به خشم آمد و خاندان مضاض را كه دايىهاى وى بودند ، بيرون كرد . چون آنها را بيرون راندند ، رهسپار يمن شدند و در ميان قبايل ، پراكنده گشتند .
بكر بن غالب بن حارث بن مضاض در اين باره سروده است :
وأخرجنا عمرو سواها لبلدة * بها الذئب تعوى والعدوّ المحاصرُ
و نيز :
وكنّا ولاةَ البيتِ والقاطنَ الذى * إليه يُوفى نَذرَه كلَّ مَحْرَم
سَكَنَّا بها قبلَ الظّباءِ وراثةً * ورثنا بنى حىّ بن نبت بن جُرْهُم
فأزعجنا منه وكنّا عقيلةً * قبايل من كعبٍ وعوفٍ وأسْلَمِ
مسعودى ، نظريّه چهارم دربارهء علت خروج جرهمىها از مكه را ، نقل كرده است ؛
هامش
( 1 ) - به كسر اول و فتح دوم . ذواضم : آبى كه در راه ميان مكه و يمامه در سمينه قرار دارد . و گفته شده درهاى ميان كوههاى تهامه است . گويند : درّهاى است كه از حجاز مىگذرد و به دريا مىريزد . ر . ك : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 215 - 214