ابىصلت مىگويد :
جرهم دمثوا تهامة فى الدهر * فسالت بجمعهم اضْمُ
اين خبر را مسعودى « 1 » نيز از اين جهت كه عمرو آنها را بيرون برد و بيشتر جرهمىها با بيمارى خون دماغ و مورچه از بين رفتند ، ذكر كرده است .
نظريّهء پنجم دربارهء علت بيرون شدن جرهمىها از مكه را فاكهى نيز آورده است ، آنجا كه در خبر مربوط به ولايت اياد بن نزار بر كعبه مىگويد :
حسن بن حسين برايم گفته است : محمد بن حبيب گفت : كه ابنكلبى يادآور شده كه خداوند متعال جانورى شبيه كرمِ بينىِ چهارپايان را بر كسانى از جرهمىها كه نسبت به كعبه بىحرمتى روا داشتند مسلط گرداند و علاوه بر جوانانشان ، تعداد هشتاد نفر از پيرمردان ايشان را به هلاكت رساند تا اينكه بقيه آنها ، از مكه بيرون شدند و به ( اضم ) پناهنده شدند .
از اخبار مختلفى كه نقل كرديم ، اختلاف نظرهاى مربوط به اينكه چه كسى جرهمىها را از مكه بيرون كرد و چگونگى بيرون شدن ايشان و نيز در مورد سرايندهء قصيدهاى كه با اين بيت شروع مىشود ، روشن گرديد :
كأنْ لم يكن بين الحجون الى الصَّفا * أنيسٌ و لم يَسْمُرْ بمكةَ سامرُ
آيا به گفته ابناسحاق سراينده آن عمرو بن حارثة بن مضاض اصغر بوده يا بنا بر نقل قول ازرقى از كلبى ، اين قصيده به نقل از ابوصالح مضاض بن عمرو بن حارث بن مضاض بن عمرو بوده است و يا بالاخره بنا به گفته مسعودى ، سرايندهء اشعار حارث بن مضاض بن عمر « 2 » بوده است ؟
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 51 .
( 2 ) - اندكى پيش ، به نقل از مسعودى آمده بود كه گوينده اين اشعار الحارث بن مضاض اصغر جرهمى است . پس ممكن است هر دوى اين نامها ، متعلق به يكى باشد .