وفيها وحوشٌ لاتُرامُ انيسةٌ * إذا أُخرِجَتْ منها فما إنْ تغادرُ
فياليت شعرى هل تغمر بعدنا * جياد فممضّى سيله فالظواهرُ
فبطن مِنَى وحشٌ كأن لم يسرِبه * مُضَاضٌ وفى حى عَدِىّ عمائرُ « 1 »
و نيز :
يا أيها الحىُّ سيروا إنّ قَصْرَكُم * أن تُصْبِحوا ذاتَ يومٍ لاتسيرونا
إنّا كما كنتموا كنّا فَغَيِّرَنا * دهرٌ فسوف كما صِرنا تصيرونا
أَزجوا المطىَّ وأرْخُوا من أزِمَّتِها * قبل المماتِ وقَضُّوا ما يُقَضُّونا
إنّ التَفكُّرَ لايُجْدِي بصاحبه * عند البديهة : فى عِلْم تُعيدونا
قَضُّوا أمورَكُم بالحزم إنّ لها * أُمورَ رُشْدٍ وشُدُّوا ثَمَّ مسنونا
واستنجزوا فى صنيع الناس قبلكم * لمّا استبانَ طريفٌ عنده الهُونا
كنّا زماناً ملوكَ الناس قبلكم * بمسكنٍ فى جوارِ اللَّهِ تأتونا
مىگويد : مضاض بن عمرو رهسپار يمن شد و نزد خويشان خود رفت . آنها به آنچه بر سرشان آمده بود و به اوضاع مكه و جدايى از اهل آن مىانديشيدند و در اين باره گفتگو مىكردند و دچار رنج و درد شديد مىشدند و اشعارى دربارهء مكه مىسرودند « 2 » ( پايان نقل قول به اختصار ) .
بخشهايى از اين خبر مربوط به اخبار خزاعه مىشود كه همراه موارد ديگر ، بدان اشاره خواهيم كرد . برخى واژههاى ذكر شده ، نقل به معنا شدهاند و عين متن نيست .
فاكهى نظريّهء سوم را دربارهء دليل خروج جرهمىها از مكه نقل كرده و مىگويد :
در روايت ابوعمرو شيبانى آمده است : پردهداران خانه كعبه به نزد خزاعه آمدند
هامش
( 1 ) - چنان كه پيداست اين قصيده از نظر ترتيب ابيات با آنچه مؤلف ، اندكى پيش نقل كرد ، تفاوت دارد . با منابع اشاره شده در پاورقى مربوط به اين قصيده - كه پيش از اين بيان شد - از نظر ترتيب و تعدادابيات ، متفاوت است .
( 2 ) - مقايسه كنيد با اخبار مكه ، ج 1 ، ص 100 - 90 ، كه اختلافهايى در الفاظ وجود دارد .