و نيز در همين باره ، او عمرو بن حارث مىگويد :
وكنّا ولاةَ البيتِ والقاطنَ الذى * إليه يُوَفّى نَذْرَهُ كلُّ مُحْرِمِ
سَكَنَّا بها قبلَ الظِّباءِ وراثةً * ورثنا بنى حيّ بن بنت بن جُرْهُمِ « 1 »
زبير بن به كار مطلبى دارد كه حاكى از آن است كه اخراج كنندگان جرهمىها در پى گرفتارى ايشان به بيمارى خون دماغ و مورچه ، خاندان حارثة بن عامر بودند ، زيرا مىگويد : ابوعبيده گفت : زمانى كه جرهمىها از سركشى و فسق خود باز نايستادند و فرزندان عمرو بن عامر در يمن پراكنده شدند خاندان حارثة بن عمرو بن عامر رهسپار تهامه شدند و در آنجا خزاعه نام گرفتند . سپس مىگويد : خداوند - عزّ وجلّ - آنها را به بيمارى خون دماغ دچار كرد و مورچه بر سر جرهمىها فرود آورد و آنان را هلاك ساخت . خاندان خزاعه گرد آمدند تا باقىماندهها را بيرون كنند . رياست خزاعه با عمرو بن ربيعة بن حارثه بن عمرو بن عامر و مادرش فقيره دختر عمرو بن حارث بن مضاض جرهمى - و نه ابنمضاض اكبر - بود . آنها با هم به جنگ ونبرد پرداختند و زمانى كه عمرو بن حارث بن مضاض شكست خود را نزديك ديد ، دو غزال « 2 » كعبه و حجرالأسود را بيرون آورد و به توبه پرداخت و گفت :
لا همّ إنّ جُرْهُماً عبادُكَ * الناس طُرُفٌ وهم تِلادُك « 3 »
وهم قديماً عَمَّرُوا بلادك
توبه او پذيرفته نشد ؛ دو غزال ( طلايى ) كعبه و حجرالأسود را به چاه زمزم انداخت و آنها را خاك كرد و به اتفاق باقى ماندهء جرهمىها به ( اضم ) بخشى از سرزمين جهينه رفت ، در آنجا سيلاب وحشتناكى روان شد و آنها را با خود برد . امية بن
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 50 و 51
( 2 ) - دو غزال طلايى كه درون كعبه گذاشته شده بود و عبدالمطلب به هنگام حفر چاه زمزم آنها را يافت .
( 3 ) - مقايسه كنيد با : الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 139 .