و ما پيش از اين ، نسبنامهء جرهمىها را از قول سهيلى بيان كرديم و نيازى به تكرار آن نيست .
از جمله دلايلى كه فتح اندلسى را بر آن داشت تا اين خبر را نقل كند ، استدلال عليه اعتراض به ابناسحاق از سوى سهيلى در مورد وجه تسميه « اجياد » است كه ابتدا سخن سهيلى را نقل مىكنم و پس از آن تفسير « فتح » را مىآورم .
سهيلى مىگويد : و امّا « اجياد » ( آن گونه كه گفته است به دليل درگيرى اسبان در آنجا بدين نام ناميده نشده است زيرا به اين كار « اجياد » نمىگويند و اجياد ) جمع جيد ( گردن ) است و نيز در اين خبر آمده كه مضاض در آن مكان گردن يكصد نفر از عمالقه را زده است و براى همين ، آنجا را ( اجياد ) ناميدهاند . اين مطلب را ابنهشام در كتاب ديگرى جز اين ، ذكر كرده است . و ( فتح ) دربارهء اين مطلب تفسيرى آورده است ، زيرا مىگويد : مىگويم آنچه كه سهيلى ذكر كرده براى ابناسحاق الزامآور نيست ، زيرا لازمهء نامگذارىِ چيزى به يك نام ، آن نيست كه به لفظ بر آن مصداق يابد ، بلكه ممكن است بر خود آن مكان مصداق يابد - همچنان كه در مورد « مطابخ » و « فاضح » گفتهاند - و يا بر آن مكان مصداق نيابد - همچون قعيقعان ، و در اين صورت جياد و اجياد ( جمع جيد به معناى گردن ) و قعقعة ( چكاچك سلاحها ) با قعيقعان يك حكم پيدا مىكند و اين احتمال نيز هست كه وجه تسميه به خاطر اجياد ، جياد ( گردن اسبان ) باشد ، زيرا گردن اسبان در آنجا براى نخستين بار پيدا شد و مضاف را به دليل نزديكى به صفت ، حذف كرده باشند ، به علاوه معلوم نيست كه نتوان ( جيد ) را به جياد ( و نه اجياد ) جمع بست ، چرا كه از سيبويه نقل است كه جيد همچون ربح كه به رباح جمع بسته مىشود ، به ( جياد ) نيز جمع بسته مىشود و در تأييد اين مطلب مىگوييم كه سيبويه يادآور شده است باب فعل در جمع تكسير به فعول و فعال جمع بسته مىشود ، هر چند جمع فعول در اين باب بيش از فعال است . اما اينكه مىگويد : راويان اخبار نقل كردهاند كه مضاض در آن مكان گردن يكصد تن از عماليق را زده است ، آنچه از برخى كتابها نقل شده آن است كه اين مضاض نبود كه در آنجا گردن زد و گردنهاى زده شده نيز مربوط به مردان عمالقه نبوده
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 645
مساهمون: محمد مقدس
ص٦٤٥