تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
است و در حديث درازى كه ما فشرده و مضمون آن را نقل مىكنيم ( زيرا بشارت به ( تولد و ظهور ) پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در آن آمده است ) يادآور شده‌اند : « الياس بن مضر گفت : از عمويم اياد بن نزار - كه مرد ثروتمندى بود درباره اصل ثروتش پرسيدم و دنباله خبر پيش گفته را نقل كرده است . . . » . به عقيدهء من ، اين امر مانع از آن نيست كه مضاض بن عمرو جرهمى نيز در ( اجياد ) گردن يك‌صد تن از مردان عمالقى را در زمانى كه قوم سَمِيدَع كه از عمالقه بودند و بر ( قطور ) ظاهر شدند ، زده باشد و صحّت اين خبر با آنچه كه سهيلى از ابن‌هشام و ديگر تاريخ‌نويسان نقل كرده ، تأييد مىشود ، ولى اين مسأله‌اى است و آنچه ( فتح اندلسى ) نقل كرده ، مسألهء ديگرى است . صاحب ( الإكتفاء ) مطلبى در تاييد اين امر آورده است ، زيرا مىگويد : و غير از ابن‌اسحاق نيز برآنند كه از اين جهت اجياد را اجياد ناميدند كه يك‌صد تن از عمالقه در آنجا گردن زده شدند و گفته شده : از اين جهت كه يكى از پادشاهان در آنجا دستور گردن زدن صادر كرد و به مأمور اين كار مىگفته درست وسط گردنها ( اجياد ) را بزن و چنين چيزى يا نزديك به آن ، در وجه تسميهء جايى كه ( اجياد ) نام گرفته به گفته ابن‌اسحاق ، درست‌تر به نظر مىرسد . همچنين ميان گفته صاحب ( الإكتفاء ) در مورد اين سخن پادشاه به مأمور كه گردنشان را از وسط بزن ، با آنچه در خبر پيش گفته از قول فرزند مقتولين بيان گرديد ، تعارضى وجود ندارد به اين جهت كه ممكن است پادشاه هم به مأمور خود نيز گفته باشد ، و مقتولين نيز به وى گفته باشند ، زيرا مقتول هم درخواستى داشته كه با منظور پادشاه ، ناسازگار نبوده و پادشاه هم مقصودش را برآورده ساخته است . در وجه تسميه ( اجياد ) و ( قعيقعان ) مطلب ديگرى نيز - جز آنچه ابن‌اسحاق در سيرهء خود بيان كرده - گفته شده است ، زيرا ازرقى درباره « تبّع » خبرى نقل كرده كه در آن مىگويد : « آنگاه تُبَّع حركت كرد تا به مكه رسيد و چون اسلحه‌هاى او در قعيقعان بود