آنجا را قعيقعان ناميدند و گفته مىشود كه چون اسبان تُبَّع در آنجا قرار داشتند ، آنجا را بدين نام خواندند . »
اين خبر را ازرقى به نقل از جدّ خود از سعيد بن سالم از عثمان بن ساج از ابناسحاق روايت كرده است . « 1 » و در وجه تسميهء اجياد و قُعَيْقِعان و طابخ سخن شگفتى نيز گفته شده و فاكهى آن را بيان كرده است ، آنجا كه مىگويد :
عبداللَّه بن ابىسلمه از وليد بن عطاء از ابن ابىمسلم اعزّ از ابىصفوان مروانى از ابنجريج از مجاهد از ابنعباس نقل كرده كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پدر شما اسماعيل نخستين كسى بود كه اسبان عربى برايش رام شدند . او آنها را آزاد كرد و عشق به آنها را در شما به وديعه نهاد ، چرا كه اسبان عربى جملگى وحشى بودند همچون ديگر وحشيان و زمانى كه خداوند به ابراهيم و اسماعيل اجازه فرمود تا پايههاى كعبه را بالا برند به هر كدامشان يكى از گنجهاى خود را داد و خداوند به اسماعيل وحى فرستاد كه من يكى از ذخاير خود را كه پيش از تو به كسى نداده بودم ، در اختيارت گذاردم . اسماعيل بيرون آمد و نمىدانست كه آن گنج چيست و چه دعايى بايد بخواند ، تا اينكه به ( أجياد ) رسيد .
خداوند متعال دعاى مورد نظر را به وى الهام كرد . دعا را خواند و اسبها ، اسماعيل را دربر گرفتند ، به طورى كه در تمام سرزمينهاى عرب اسبى نماند كه نزد وى نيامده و خداوند آن را براى او رام نكرده باشد و بدين ترتيب او توانست كه به اسبها نزديك شود .
ابنعباس مىگويد : هم از اين رو آنجا را ( اجياد ) ناميدند ، زيرا اين اسبها در آنجا گرد آمدند . پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : بنابراين اسبهاى عربى ارثيه پدر شما اسماعيل است ، آنها را برگيريد و سوار شويد . ابنعباس مىگويد و سلاحها را روى اسبها ، قرار داد و هر زمان كه اين اسبها به حركت در مىآمدند صداى چكاچك سلاحها بلند مىشد و با
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 133