تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
عماليق زمامدار امور حكومتى مكه بودند ، ولى حرمت حرم را زيرپا گذاشتند و در آنجا كارهاى زشت انجام دادند و در اين راه گستاخىها كردند . در اين ميان مردى - كه به او « عملوق » مىگفتند - از ميان آنان برخاست وگفت : مردم ! دست نگاه داريد و اين همه كار زشت مكنيد ؛ خانه خدا و حرمت آن را زير پا نگذاريد . ( ولى ايشان ) تن به اين سخنان ندادند و به هلاكت خود و به نابود ساختن خويش ، ادامه دادند . و نيز آمده است : عماليق زياد شدند و آنها ؛ يعنى جرهمىها و قطورىها با ايشان به جنگ پرداختند و آنان را از همهء حرم ( مكه ) بيرون راندند . آنان همواره در بيرون مكه بودند و حق نداشتند وارد حرم ( مكه ) شوند . عملوق به آنها گفت : به شما نگفته بودم كه اين همه حرمت كعبه را زير پا نگذاريد و بىحرمتى و گردنكشى نكنيد ، ولى شما توجهى به سخنانم نكرديد . ازرقى نيز در بارهء عماليق خبرهايى نقل كرده است . او در روايتى كه سند آن به خودش مىرسد ، آورده است : جدّم از سعيدبن سالم ، از عثمان‌بن ساج ، از طلحةبن عمرو حضرمى ، از عطاء ، از ابن‌عباس نقل كرده كه در مكه محلّه‌اى بود كه ( به ساكنان آن ) عماليق مىگفتند . آنها خانوادهء پرشمار ، بزرگوار و ثروتمندى بودند و اسب و شتر « 1 » و چارپايان زياد داشتند و در مكه و اطراف آن در مَرّ و نُعْمان و ، آنها را به چرا مىبردند . همه جا آباد بود و زمين‌ها شخم زده و آبها روان بود . در چهار فصل باران مىباريد و در درّه‌ها جارى مىشد و شاخه‌ها پر پشت و زمين پر محصول بود . آنها زندگى آسوده‌اى داشتند ، ولى به سركشى و گردنكشى و اسراف پرداختند و الحاد و ستم پيش گرفتند و معصيت كردند و نزديكان خود را آزار دادند و خداى را برآنچه ارزانىشان داشته بود سپاس نگفتند ، تا اينكه خداوند نعمت‌هاى خود را از ايشان باز گرفت و با قطع باران و خشكسالى ، خشم خود را نسبت به ايشان نشان داد . آنها سايه‌هاى مكه را به اجاره مىدادند و آب را مىفروختند ، خداوند نيز آنان را از مكه بيرون راند .
هامش
( 1 ) - مقايسه كنيد ؛ اخبار مكه ، ج 1 ، ص 89
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 620 | محمد مقدس / محمد بن أحمد الفاسي المكي