بدين ترتيب بود كه برايشان توفانى از شن فرو فرستاد تا ناچار از حرم بيرون شدند و اطراف آن اقامت گزيدند ، پس از آن نيز آنان را دچار قحطى و خشكسالى كرد . در برابرشان ابر قرار مىداد ، ولى خشكسالى بر آنها مسلط شد تا اينكه بالأخره به همانجايى كه آمده بودند ، باز گشتند . آنها از اعراب حمير بودند كه وقتى وارد بلاد يمن شدند ، پراكنده و هلاك گرديدند . خداوند - عزّوجلّ - پس از ايشان ، قوم جرهم را بر مكه حاكم ساخت . آنها در آنجا بودند تا اينكه گردنكشى كردند و حرمت حرم را زير پاى گذاشتند و خداوند تمامى آنان را هلاك ساخت . « 1 » ازرقى مىگويد : جدم ابراهيمبن محمد شافعى ، از مسلمبن خالد زنجى ، از ابنخيثم چنين نقل كرده است : در مكه محلّهاى بود كه ساكنان آن را عماليق مىگفتند . آنها چه كارهايى كه در آنجا نكردند ! خداوند نيز آنان را به فساد و تباهى سوق داد . ابرها را نشان مىداد و به هواى ابر و باران باز مىگشتند ، ولى چيزى نمىيافتند به دنبال ابر مىرفتند تا اينكه بالأخره خداوند آنان را به زادگاهشان باز گرداند . آنها از حِمْير بودند . پس از آن خداوند توفان برآنان گسيل كرد .
ابوخالد زنجى مىگويد كه به ابنخيثم گفتم : توفان چيست ؟ گفت : مرگ « 2 » . اين همان دو خبرى است كه به آنها اشاره كرديم و گفتيم حكايت از آن دارند كه عماليق از حمير هستند و در اين دو خبر نكتهاى نيست كه حاكى از اخراج آنها - به زور - از مكه باشد . ازرقى خبرى را يادآور شده كه حاكى است جرهمىها و قطورىها ، عماليق را از مكه بيرون كردند « 3 » و اين خبر را در اخبار مربوط به جرهم خواهيم آورد . آنچه از فاكهى نقل كرديم نيز گوياى همين مطلب است .
دراخبار جرهمىها خواهد آمد كه : زمانى عماليق به همراه جرهم ، بر مكه حكمرانى مىكردند و ميان اين خبر و خبرى كه حاكى است عماليق پيش از جرهم بر مكه
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 1 ، ص 90 - 89
( 2 ) - همان ، ج 1 ، ص 89
( 3 ) - همان ، ج 1 ، ص 85