حكومت مىكردند ، هيچ تضادّى وجود ندارد ؛ زيرا امكان دارد كه گروهى يا طايفهاى از عماليق پيش از جرهمىها بر مكه حكمرانى مىكردند وطايفهء ديگرى از عماليق غير از طايفه نخست ، همراه با جرهمىها ، بر مكه به حكمروايى پرداختند .
در خبرى كه فاكهى آورده ، اين توهّم وجود دارد كه عماليق پس از جرهم آمدهاند .
او مىگويد : از حسينبن حسن ، از عمرو بن عثمان ، از موسىبن اعين ، از اسرائيل ، از سماك بن حرب ، از خالد بن عمر از ( امام ) علىبن ابىطالب عليه السلام نقل كرده كه فرمود :
اولين كسىكه بيت ( كعبه ) را بنا كرد ( حضرت ) ابراهيم عليه السلام بود . پس از آن ويران گرديد و بعدها جرهمىها آن را ساختند ، سپس ويران شد و پس از آن عماليق آن را احيا كردند وباز هم ويران گرديد و آنگاه قريش آن را بنا كردند .
در خبرى كه از ابنعباس در بارهء عماليق آورديم ، چنين آمده بود كه : چارپايان آنان در مكه و چراگاههاى اطراف آن در مَرّ و نُعْمان ، به چرا مىپرداختند . مَرّ و اطراف آن جزو ظهران است كه مردم مكه آن را « وادى » و يا « وادى مرّ » مىگويند .
سهيلى در وجه تسميهء مَرّ مطلب مغايرى دارد و مىگويد : اينجا از اين جهت مَرّ ناميده شد كه تلخ بود ، ولى من صحّت اين مطلب را نمىدانم ( پايان سخن سهيلى ) . « 1 » حازمى نيز از كِنْدى نقل كرده كه : « مرّ نام يك روستا است و « ظهران » نام وادى است » .
ميان مرّ و مكّه ، به گفتهء بكرى ، شانزده ميل فاصله است . « 2 » برخى نيز مىگويند اين فاصله ، هجده ميل است ، برخى بيست و يك ميل نيز گفتهاند . رقم اخير را ابنوضّاح نقل كرده است . اما نعمان كه به آن اشاره شد ، جايى مشهور در بالاى عرفه بر سر راه طائف از عرفه است و در آنجا مزارع خوبى وجود دارد و شاعران در اشعار خود از آن ياد
هامش
( 1 ) - الروض الأُنُف ، ج 1 ، ص 14 . او مىگويد : از آن جهت مرّ ناميده شد كه يكى از رگههاى اين دشت كه به رنگ زمين نيست ، شباهتى به حرف « ميم » و بعد از آن حرف « ر » دارد و از ابتدا چنين بوده است .
( 2 ) - معجم ما استعجم ، ج 4 ، ص 1212