عملاق بن لاوذ بن ارم بن سامبن نوح با فرزندان و پيروانش به راه افتاد . او پس از نقل شعرى مىگويد : اينان در حرم ( مكه ) و « تهائم » اقامت گزيدند و كسانى از ايشان نيز به بلاد مصر و مغرب رهسپار شدند .
مسعودى در بيان اخبار حضرتنوح عليه السلام ، مطالبى سازگار با اين مطلب آورده است . « 1 » وى در جاى ديگر مطلبى دارد كه در آن نام « ارم » را در نسبنامهء عملاق ، از قلم انداخته است . در ذكر يا عدم ذكر نام « ارم » نيز منافاتى وجود ندارد ؛ زيرا كسى كه آن را ذكر كرده ، نسب نامه معمولى را آورده است و آن كس كه از قلم انداخته ، خاندان لاوذ را به نام جدّ ايشان سام ، خوانده است ، چرا كه مىتوان انسان را هم به پدر و هم به جدش منتسب كرد . همچنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است :
أنا النبىّ لا كذب * أنا ابن عبدالمطّلب
در اين بيت ، پيامبر صلى الله عليه و آله خود را به جدش عبدالمطلب نسبت داده است . حال آن كه او محمدبن عبداللَّهبن عبدالمطّلب است .
مىگويند عماليق از فرزندان عيص بن اسحاقبن ابراهيم خليل عليه السلام هستند . مسعودى نيز اين سخن را در چندين جاى تاريخ خود آورده است . او به هنگام ذكر مكه و اخبار آن و بناى بيتاللَّهالحرام و دست به دست شدن ( امور كعبه ) به وسيلهء جرهم و ديگران ، مىگويد : « عماليق در روى زمين به سركشى و طغيان پرداختند ، خداوند نيز پادشاهان زمين را بر ايشان مسلّط گرداند و آنان را از ميان برد و ما پيش از اين به هنگام ذكر اخبار روميان ونسب نامهء ايشان ، به كسانى اشاره كرديم كه فرزندان عملاق و ديگران را به فرزندان عيصبن اسحاقبن ابراهيم پيوند مىدهد و علماى عرب عماليق را به ديگران نيز نسبت مىدهند ، ولى اين قول از همه مشهورتر است . « 2 » مسعودى در باب اخبار روم مطلبى حاكى از آن دارد كه عماليق از نظر كسانى كه نسب ايشان را به « عيص » مىرسانند ، زادهء
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 134
( 2 ) - همان ، ص 52