بعاو بن عيصو هستند و عيصو همان عيصبن اسحاق است . « 1 » در تاريخ ازرقى نيز خبرى از ابنعباس روايت شده حاكى از اينكه عماليق از حِمْيَر هستند . همچنين مطلبى از عبداللَّه بن خيثم بيان شده است كه ما اين دو روايت را ذكر خواهيم كرد . البته در اين كه عماليق از حمير هستند ، جاى تأمل است ؛ چرا كه عماليق به گفتهء مسعودى از فرزندان ارمبن سامبن نوح هستند و حمير از فرزندان ارفخشذبن سامبن نوح ؛ يعنى همان حميربن سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان است . حازمى در سخنى در بارهء عمالقة بن غابر ، مىنويسد : نام او يقطن است . و نيز مىگويد : ابنغبيربن شالخبن ارفخشذبن سامبن نوح هم مىگويند و اين بيان نسبنامهء حمير از قول ابناسحاق است .
وى يادآور شده كه نام پدرش سبأ ، عبد شمس است كه مىگويد : از اين روى سبأ ( به معنى آواره ) ناميده شد ، كه اولين كس در ميان عربها است كه آواره گرديد . از آنچه گفتيم نسب نامهء عماليق و اندكى از اخبار مربوط به ايشان روشن شد .
فاكهى مىنويسد : عبداللَّهبن عمران مخزومى عايدى از سعيدبن سالم قدّاح از عثمان بن ساج ، از محمدبن اسحاق نقل كرده ، مىگويد : بيت ( كعبه ) در زمان هود ، شناخته شده بود و آن گونه كه مىگويند ، حرم ( مكه ) نيز برقرار بود .
اهل مكه در آن روزگار عماليق بودند و از آن جهت اين نام را داشتند كه پدرشان عملاق بن لاوذ بن سام بن نوح بود و بزرگ خاندان عماليق در آن روزگار كسى بود كه او را بكر بن معاويه مىگفتند و اين همان كسى است كه فرستادگان خاندان عامر كه براى درخواست آب به مكه اعزام شده بودند ، به خانهء وى وارد شدند .
فاكهى مىنويسد : محمدبن على مروزى از ابنحميد از سلمةبن فضل از ابناسحاق از محمدبن عبدالرحمان بن عبداللَّه بن حصن به نقل از عروة بن زبير گفته است : حجاز از همه جا بارورتر و پرآبتر بود و همه جاى آن شخم زده و حاصلخيز بود . عروه همچنين گفته است : به آگاهىام رسيده كه عماليق روزها ، دو هزار نفر شتر سرخ و سفيد را در آن به
هامش
( 1 ) - مروجالذهب ، ج 1 ، ص 308