مهر « 1 » بودهاند .
كلمن بر سرزمين مدين حكومت مىكرد . كسانى نيز هستند كه مىگويند كَلَمُن پادشاه همهء سرزمينهايى بوده كه نام برديم و اينكه عذاب يومالظُّلّه ( ابرى ) در ملك كَلَمُن بوده است .
مسعودى پس از آن مىنويسد : منتصربن منذر مُزَنى اين پادشاهان را طى ابياتى برشمرده است از جمله :
ملوك بنىحُطّى و سَعْفَص ذيالنَّدى * و هَوَّز أرباب السنيّة والحجر
هموا ملوك الحجاز و وجه * كمثل شعاع الشمس أو صورة البدر
از اين پادشاهان اخبار شگفتى نيز نقل شده است .
عماليق ( شاهان مكه ) و نسب آنان
افراد بسيارى از اهل اخبار - از جمله ابناسحاق - نسب ايشان را برشمردهاند .
ابن اسحاق در سيرهء خود ( تهذيب ابنهشام ) مىنويسد : « طَسْم » ، و « عملاق » و « أميم » فرزندان لاوذ بن سامبن نوح همگى عرب هستند .
زبيربن به كار نيز طبق نقل قولى كه ابنعبدالبرّ از وى آورده ، مىگويد : طسم و اميم و عمليق فرزندان لاوذ بن سامبن نوح هستند ، عمليقى كه زبير بن به كار از او نام برده ، همان عملاقى است كه ابناسحاق ياد كرده است ؛ زيرا ابنهشام پس از ذكر خبرى در بارهء عماليق مىگويد : ايشان فرزندان عملاق هستند كه به او عمليق بن لاوذ بن سام بن نوح نيز مىگويند . از آنچه گفتهاند مىتوان نتيجه گرفت كه پدر عملاق را لوذ و لاوذ مىگويند و در اين فاصله از نسب عملاق ، نام ارَم كه ميان لاوذ و سامبن نوح - كه در چند جاى تاريخ خود بدان اشاره كرده - از قلم افتاده است ؛ زيرا وقتى به ذكر دين و نظرات اعراب در جاهليت و پراكندگى ايشان در سرزمينها مىپردازد ، مىگويد : پس از جديس ،
هامش
( 1 ) - در نسخهء ديگر ابناثير و نيز در تاريخ مسعودى ، مصر آمده است .