كنند و به علاوه كسانى را گماشت تا چشمهء اوّلى را مورد بررسى قرار دهند .
در اينجا بود كه متوجه شدند آب اين چشمه نشت زيادى دارد ، پس چشمه ديگرى در كنار آن زد و چشمهء قبلى را كور كرد . چشمهء جديد را به بهترين صورت در آورد و در اين راه با سعى بسيار ، اقدام كرد و مرتب چشمه مىزد تا اينكه به ثنيّهء « خلّ » « 1 » رسيد . در اينجا ديگر چشمهها به آب نرسيد و ناگزير دستور داد به كار در كوه بپردازند و براى اين كار اموال زيادى صرف كرد كه بسيارى از مردم ناخرسند شدند ، ولى بالأخره خداوند اين چشمهها را به دست او ، به آب رساند و چشمههايى از بيرون از حرم ؛ از جمله چشمه « مشاش » را بهآنها پيوست . آنگاه بركههايى در نظر گرفت كه سيلاب در آن جمع مىشود .
پس از آن چشمههايى از « حنين » نيز بدان افزود و « حائط حنين » را خريد و ( آب ) چشمهء آن را به سوى بركه هدايت كرد و ديوارهء آن را به عنوان سدى كه آب سيل پشت آن ذخيره شود ، در نظر گرفت و بدين ترتيب كار نيكى انجام داد كه كسى پيش از وى انجام نداده بود و هزينههاى آن را با كمال ميل و رغبت بر عهده گرفت « 2 » ( پايان نقل به اختصار ) .
در اصل اين كتاب ، متن را به طور كامل نقل كردهايم .
ابوالحسن مسعودى در تاريخ خود مبلغى را كه زبيده براى اين چشمه هزينه كرد ، آورده و يادآور شدهاست كه قاهر عباسى از محمدبن على عبدى خراسانىِ اخبارى خواست كه در بارهء زبيده هرچه مىداند برايش بازگويد . او گفت : زبيده در شوخى و جدّى سرآمد ديگران است . آثار بسيارى از وى به جا مانده كه در اسلام نظير ندارد ؛ از جمله چشمهء معروف به « عين مشاش » در حجاز كه آن را حفر كرد و راه جريان آب آن را در دشت و بيابان و پست و بلند ، هموار ساخت و از فاصلهء دوازده ميلى ، به مكه رساند و آن چنان كه گفتهاند مجموعاً مبلغ يك ميليون و هفتصد هزار دينار خرج كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) - گردنهء خل كه به آن « خل الصفاح » هم مىگويند ، در انتهاى محدود حرم در راه عراق و مسيل طائف قراردارد .
( 2 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 232 - 230
( 3 ) - مقايسه كنيد با مروج الذهب ، ج 4 ، ص 317