كرده است و مروه نيز بيست و پنج پله دارد . « 1 » او تعداد پلههاى صفا را نيز قيد كرده و يادآور شده كه دوازده پله سنگى است .
بكرى در بارهء پلههاى مروه ، همان مطالب را ازرقى آورده و ابنجبير يادآور شده استكه پلههاى مروه پنج تا است « 2 » نووى نيز گفته استكه در مروه دو پله وجود دارد ، ولى آنچه فعلًا ديده مىشود يك پله است ، طاقى هم كه در مروه هست پس از سقوط آن در آخر سال 801 يا 802 بازسازى گرديده و بناى كنونى از دارايى ملك ظاهر برقوق و ماترك وى انجام گرفت و نام او بالاى طاق به عنوان بانى ، مرقوم شده است . در صفا نيز چنين است ، ولى گمان نمىكنم كه طاق صفا از نو ساخته شده باشد ، بلكه تنها آهكاندود شده و تعمير گشته است . علت ترديد من نيز در آن است كه در آخر سال 801 ، دوّمين سفر خود به ديار مصر و شام را از مكه انجام دادم . از پايين اين طاق تا ابتداى پلهاى كه درون طاق در مروه قرار دارد ، هفت ذرع و از زير طاق مروه تا پشت آن به طرف قبله ، هجده ذرع و دو سوم است ، پهناى طاق نيز شانزده ذرع آهنى مصرى است و به گفتهء شيخالإسلام عزالدين عبدالعزيزبن عبدالسلام و نيز شاگرد او شهاب قرافى ، مروه از صفا با فضيلتتر است ؛ زيرا ما در سعى بين صفا و مروه چهار بار قصد صفا ولى سه بار قصد مروه مىكنيم ( ! ) و هرجاكه عبادت بيشتر باشد ، بافضيلتتر است . قاضى عزالدينبن جماعه گفته است كه اين سخن جاى درنگ دارد و مىگويد : بهتر است قائل به برترى صفا شويم ؛ زيرا خداوند - سبحانه و تعالى - از آنجا آغاز كرده است و اگر قائل به برترى مروه باشيم به اين دليل كه نحر و ذبح به آنجا اختصاص پيدا كرده است ، از آنچه آن دو گفتهاند ، مناسبتر خواهد بود .
21 - مُزْدَلِفَه ؛ جايى است كه حاجيان دستور دارند در آنجا وقوف كنند و پس از عرفه ، شب را در آنجا بگذرانند و آن ، جايى ميان دو مأزم عرفه و محسِّر است . دو مأزم عرفه همان مكانى است كه به آن مضيق مىگويند . گروهى از علما اين محدودهء مزدلفه را
هامش
( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 119
( 2 ) - رحلهء ابنجبير ، ص 84