« المطالع » كه : « محصّب ميان مكه و منا است و به منا نزديكتر است » چنين چيزى نيست و نووى هم به اين نكته اشاره كرده است .
محصّب همان « خيف ( دامنهء ) بنى كنانه » است كه قريش در آنجا بر كفر همسوگند شدند .
20 - مروه ؛ انتهاى محلّ سعى است و به گفتهء ابوعبيداللَّه بكرى در پاى كوه قعيقعان واقع است . نووى هم مىگويد : اين مكان ابتداى كوه قعيقعان است . « 1 » سليمانبن خليل و نيز محبّ طبرى وجه تسميهء صفا و مروه را ذكر كردهاند . متن سخن سليمانبن خليل در اين باره چنين است : ( امام ) جعفربن محمد [ عليهم السلام ] فرمود : حضرت آدم بر صفا و حوّا بر مروه فرود آمدند ، آنجا را به نام آدم برگزيدند ( مصطفى ) و صفا ناميدند و اينجا را به نام حوا ( مرأه ) مروه نامگذارى كردند و جمع مروه ، مروات است ؛ مانند عشره و عشرات .
متن گفتهء محبّ طبرى نيز در توضيح اصل « حجرالأبيض البرّاق » چنين است ؛ مىگويند سنگى است كه از آن آتش جرقه مىزند و آن دو كوه ( قعيقعان ) را بدين نام ناميدهاند ؛ زيرا چنين بودند .
سپس مىگويد : و بر صفا و مروه ، بناهايى ساخته شده كه ( آن دو كوه را ) پوشاندهاست ؛ بهطورى كه جز بخش كوچكى از آنها در صفا ، چيزى ديده نمىشود . نيز مىگويد : در برابر مروه نيز طاق بزرگى قرار دارد و ظاهراً به عنوان نشانى از حدّ مروه نهاده شده است و گرنه آنجا بودنش بيهوده است . اينكه آنجا حدّ مروه است ، از گذشتگان به آيندگان نسل در نسل ، رسيده است . حاجيان نيز ( سعى خود را ) براساس آن مطابقت دادهاند و سعى كننده بايد كه از زير آن رد شود و تا بنايى كه از زمين بالاتر است ، بالا رود .
بايد گفت : بناى مرتفعى كه محبّ طبرى بدان اشاره كرده ، مانند دكّهاى است كه پله دارد . او اندازهء فاصله ميان ركن حجرالأسود تا صفا و نيز فاصلهء ميان صفا و مروه را ذكر
هامش
( 1 ) - تهذيب الاسماء واللغات ، ج 1 ، ق 2 ، ص 181 ، مادهء « الصفا » .