خداوند - عزّوجلّ - شفاى خود را بخواه . او نيز به زمزم رفت و از آب آن جرعهاى سركشيد و به جاى خود بازگشت . من براى انجام كارى ، آنجا را ترك گفتم و چند روز بعد او را ملاقات كردم كه حالش خوب شده بود . به او گفتم : چگونهاى ؟ گفت : از آب زمزم نوشيدم پس از آن حالم همانطور بود تا به ستون رسيدم . به آن تكيه دادم ، خواب بر چشمانم چيره شد . به خواب رفتم ، وقتى از خواب برخاستم اثرى از ناراحتى خود نيافتم .
ونيز استاد ما حافظ عراقى يادآور شده است كه خود به مقاصد مختلف ؛ از جمله شفاى از ناراحتى مشخصى در شكم خود ، ازآب زمزم نوشيده است و بدون دارو ، شفا يافته است .
ديگراينكه بنا بر نقل استاد ماعلّامه تقىالدين عبدالرحمانبن ابىالخير فاسى [ رحمهم الله ] احمدبن عبداللَّه شريفى از خدمتكاران مسجدالحرام در مكه به قصد شفاى ناراحتىِ بينايى خود از آب زمزم نوشيد و شفا يافت .
ديگر اينكه فقيه علّامه ، مدرس و مفتى ابوبكربن عمربن منصور اصبحى ، معروف به شنينى ، از علماى بزرگ و معتبر سرزمين يمن ، به قصد شفا از بيمارىِ تشنگىِ سختى كه در مكه دچار آن شد ، از آب زمزم نوشيد و به گفتهء پسرش فقيه عفيفالدين عبداللَّه در مكه شفا يافت . او به من گفت كه وقتى پدرش دچار اين بيمارى شد ، به دنبال پزشك مشخصى مىگشت ، ولى آن پزشك از معالجهء وى خوددارى كرد و پس از آن دل ( پدرم ) شكست و خداوند متعال به ذهنش انداخت كه بنا بر حديثى كه دربارهء نوشيدن از آب زمزم وارد شده ، از آب زمزم بنوش . به همين قصد به زمزم رفت و با دلوى ، از چاه زمزم آب كشيد و به حدّ سيراب شدن ، از آن نوشيد . پس از آن احساس كرد كه چيزى در درونش به حركت درآمده و بلافاصله قصد كاروانسراى السّدره كرد تا در آنجا به قضاى حاجت بپردازد ، همين كه به آنجا رسيد ، اقدام به قضاى حاجت كرد و مقدار زيادى مدفوع از خود خارج كرد . او به شدّت بيم آن داشت كه مسجدالحرام را آلوده كند .
دوباره به زمزم رفت و به حد وفور آب نوشيد و دوباره مقدار زيادى مدفوع ، دفع كرد .
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: محمد مقدس
ص٤٥٩